ابو العباس احمد الجلوى القرمانى الدمشقى ( متوفى 1019 ه . ق ) هم ذكر فارس و شيراز همهجا بتفصيل آمده است .
ابو القاسم حسين بن محمد معروف به راغب اصفهانى ( متولّد 502 ه . ق ) در محاضرات الادباء ذكر مىكند كه : روزى محمد بن عبد الملك الزيات وزير بر مأمون درآمد و مأمون از اوصاف ديار و بلدان از وى پرسشهايى ميكرد ، پس گفت :
« صف لى فارس » ! - قال : « فيه من كل بلد بلد . . . و بشيراز از تفاحة نصفها فى غاية الحلاوة و نصفها فى غاية الحموضة » . ( و اين همان سيبى است كه در زمان ما باغبانان شيراز آن را « سيب ترش مصرى » نام دادهاند ) .
* * * جغرافياشناسان فارسىزبان نيز در كتب خود در طول اعصار و قرون باسلاف عربىزبان خويش تأسّى كرده و هريك در فضل بلاد فارس و تختگاه آن سخنها گفتهاند و ما منتخباتى چند باختصار كه هريك متضمّن نكتهاى لطيف يا نادرهاى بديع است براى نمونه از كلام ايشان در اينجا ذكر ميكنيم :
از آن جمله در كتاب حدود العالم كه بسال 372 تأليف شده ( طبع تهران 1314 ه . ش ) در وصف فارس آمده است :
« پارس ناحيتى است آبادان و توانگر با نعمتهاى گوناگون و جاى بازرگانان ، و اندروى كوهها و رودهاست و مستقر خسروان بوده و مردمان اين ناحيت سخندان و خردمندند و اندروى آتشكدههاى گرانست و آثار قديميان را بزرگ دارند و زيارت كنند و شيراز قصبهء فارس است شهرى بزرگ است و خرم با خواسته و مردمان بسيار . . . و اندروى يكى دژ فهندز است قديم سخت استوار و آن را قلعهء شهمؤبد خوانند و اندروى دو آتشكده است كه آن را بزرگ دارند و اندروى يكگونه اسپرغم است ، سوسن نرگس خوانند ، برگش چون برگ سوسن است و ميان چون نرگس » .
ديگر ابن البلخى مستوفى ، كه در زمان سلطان غياث الدين محمد بن ملكشاه سلجوقى ( 498 ه . ق ) ميزيسته است ، كتاب مستقلّى بنام فارس تأليف كرده كه آن را فارسنامه نام نهاده است ؛ و آن كتاب در كمبريج بسال 1921 م زينت طبع يافته . اين مؤلّف در فضائل آن بلد سخن به تفصيل گفته است . از آن جمله
اقليم پارس ( فارسى ) — صفحة مقدمهء كتاب 9
مساهمون: محمد تقى مصطفوى
صمقدمهء كتاب ٩