آقاى دكتر واندنبرگ « 1 » بلژيكى استاد باستانشناسى دانشگاه گاند « 2 » كه از طرف ادارهء كلّ باستانشناسى ايران ضمن تجسّسات و بررسيهاى علمى خود در بهار و تابستان 1331 اين محلّ را كشف نمود دربارهء چگونگى استفادهء از آنچنين اظهار نظر كرده است كه محلّ مزبور بعلّت ناتمام ماندن معلوم نيست بچه كار ميخورده است و احتمال ميدهد كه يا محلّ آتشگده در هواى آزاد بوده قصد داشتند طاقچهها را عميقتر كنند كه آتش را در آن نگهدارى نمايند و يا اينكه طاقچهها براى محلّ گذاردن استخوانهاى مردگان آماده ميشده است و حدس دوّم را بيشتر مقرون بصواب ميداند و باتوجّه به اين نكته كه نگهدارى آتش ارتباطى با تهيّهء ده طاقچه ندارد حدس اوّل به نظر صحيح نميرسد و باحتمال نزديك بيقين محلّ قدمگاه براى انجام آئين مذهبى مربوط بمردگان ترتيب داده شده طاقچهها نيز استودانهاى منظّمى از عهد هخامنشى بوده است .
بطوريكه ملاحظه مىشود محلّ قدمگاه كه اثر مذهبى عهد هخامنشى تشخيص داده شده است مانند بسيارى آثار مذهبى پيش از اسلام ايران بدليل نامى كه بر آن نهادهاند در دوران اسلامى هم داراى جنبهء مذهبى بوده است و ذكر اين نكته شايسته به نظر ميرسد كه نام كوه رحمت نيز خالى از جنبه دينى و تبرّك نيست و در اينمورد مناسب ميداند عين نوشتهء آقاى على سامى رئيس بنگاه علمى تختجمشيد را در اينجا نقل نمايد :
« كوهى كه قصر معظم تختجمشيد در دامنهء آن قرار گرفته و در هر صبحگاهان خورشيد از آن سر برميآورد بكوه رحمت معروفست و نويسنده نخستينبار نام اين كوه را در كتاب شيرازنامهء ابن ابى الخير زركوب شيرازى كه در قرن هشتم هجرى برشتهء تحرير درآمده در صفحه 123 ديدم كه ضمن ذكر اوتاد و نسّاك در شرححال قطب الدّين كمهرى مينويسد : در كوه رحمت كه قرب قصبهء فاروق است معتكف بوده و در اينجا اشتباهى كرده كه كوه رحمت را نزديك قصهء فاروق نوشته درحالىكه فاصلهء ايندو محلّ زياد و اقلابيست كيلومتر مسافت دارد . علّامهء فقيد -
هامش
( 1 )Dr . L . Vanden Berghe( 2 )Gand