داشته و به استدعاى شاهنشاه مذكور ربقاتى بر چهارده معصوم عليه السلام وقف نموده و هم مدرسهاى براى حضرتش ساخت كه بنام حضرتش مرسوم و معروف است و به مساعى او اصفهان مركز علمى بزرگ اماميّه گشت . « 1 » مرحوم انصارى در « تاريخ اصفهان و رى » ( صفحه 268 ) دربارهى اين مدرسه به اختصار مىنويسد :
اساس آن از دورهى شاه عباس و تعمير و تزئين آن از شاه سليمان ، كاشىكارى سردر مدرسه به عهدهى صدر اصفهانى و به نام فتحعليشاه قاجار است . از ساكنين مدرسه يكى ضياء كفرائى شاعر معروف است و حجره او تا سال 1320 در تصرّف اولاد او بود و آخرين نفر از اين خاندان مرحوم حاج ميرزا بهاء شاعر است كه در همان حجره ساكن و به نوشتن قبالهجات مشغول بوده است .
[ كتاب تاريخ فرهنگ اصفهان ] شاه عباس اول اين مدرسه را براى تدريس مولانا عبد اللّه شوشترى از علماى معروف اصفهان در ابتداى بازار شاه اصفهان بنا
هامش
( 1 ) - ملّا عبد اللّه شوشترى ( ششترى ) فقيه ، محقّق و محدّث و رجالى معروف عهد صفوى است ، وى از شاگردان خاص مولى احمد بن محمّد اردبيلى ، معروف به « مقدّس اردبيلى » ( متوفّى به سال 993 ه . ق . ) بوده و چنانكه تقواى استاد زبانزد ارباب تحقيق است ، شاگرد نيز تقواى شگفت خويش را از استاد به يادگار داشت و به همين دليل نفوذ معنوى عجيبى در بين مردم داشت ، به گونهاى كه حضور او در اين مدرسه باعث بركات عظيمى گشت . به طورى كه برخى معتقدند : « انتشار فقه و حديث را به او منسوب داشتن اصلا مستبعد نباشد » از شاگردان مكتب او علّامه محمّد تقى مجلسى ( ره ) ، مير مصطفى تفرشى ، ميرزا محمّد باقر صاحب كتاب روضات الجنات و . . . هستند . دربارهى سال وفات او اقوال مختلفى را ذكر كردهاند ( 1021 يا 1023 ه . ق . ) . بد نيست قول صاحب « عالمآراى عباسى » - اسكندر بيك تركمان - را در باب مرگ او بخوانيم كه : « . . . جناب مولانا ، در كمالات نفسانى و تقوى و پرهيزكارى و ترك مستلذات دنيا ، درجهى عالى داشت . . . اكثر ايام صائم بود . . . و قريب به سى سال ، در نجف و كربلاى معلّا ساكن بود . . . در روز وفاتش ، آواز ناله و نفير صغير و كبير خلايق ، به اوج آسمان مىرسد ، أشراف و اعيان سعى مىنمودند كه به تيمّن و تبرّك ، دستى به زير جنازهء مغفرت اندازش ، رسانند از غلوى ( - ازدحام و شلوغى ) خلايق ميسر نمىشد . . . » ( تاريخ عالمآراى عباسى ، ج 2 ، ص 860 ) .