نغمههايى سرودهاند . ( - تصوير شماره 1 ) .
خاقانى ، شاعر مشهور ايران ، دربارهء زايندهرود چنين گفته است :
رودى است كه كوثرش عديلست * آبش سلسال و سلسبيلست
نه بلك زرشگ او همه سال * شيداى مسلسلست سلسال
گه سيمگرى نمايد آبش * گه شيشهگرى كند حبابش
آبش بدل گلاب دانند * زو دردسر سران نشانند
گر شيشه كند حباب شايد * شيشه ز پى گلاب بايد
و در جاى ديگر گويد :
ياد آن عهدى كه دور از چشم زخم آسمان * با تو بودم در كنار زندهرود و مرز جى « 1 »
مؤلف هفت اقليم با آنكه از مردم رى بوده و در هندوستان توطن اختيار كرده بوده است ، از بوى خوش اصفهان طربانگيز شده و مىنويسد :
لب زندهرود و نسيم بهار * لب دلستان و مى خوشگوار
ز دل بيخ انده چنان بركند * كه بيخ ستم خنجر شهريار
هامش
( 1 ) . جى ، كه معّرب ( گى ) است ، نام قديم اصفهان در دورهء هخامنشيان و اشكانيان است . اين اسم در دورهء ساسانيان به سپاهان و اسپاهان تبديل شده . اكنون بلوك وسيعى از اصفهان به نام جى ناميده مىشود و خيابان و ميدانى به اين نام داريم .