جمع ادعا منظور گرفتهايد اين جمع درست نيست بلكه يك جمع دارد و آن هم دعاة است .
صفحهء 45 سطر 10 كمابيش استعمال شده و در صفحات ديگر نيز آمده است اگر منظور كموبيش است در نگارش كتاب معمول نيست .
صفحهء 51 ما قبل سطر آخر ييلاقات جمع غلط است چون فارسى را با الف و تا جمع نمىبندند و اگر مثل دواجات به چشم مىخورد در دستور زبان غلط مشهور ياد مىشود و از شخص اديب بدور است .
صفحهء 75 سطر 21 پناه بايد پناهگاه باشد .
صفحهء 63 و در صفحات ديگر از كسروى شادروان ياد فرمودهايد هويت كسروى بجنابعالى معلوم است . كسى كه در صفحهء 168 سطر 18 از صاحب عروة الوثقى مرحوم سيد يزدى طباطبائى ( مرد فريبكار ) نام برده شايستهء احترام نبود و اگر منظورتان نمودار ساختن عدم حيات و مردان او است مثل مرحوم كه به لينن هم گاهى مينويسند جنابعالى علماى ارزنده و مهم را نيز شادروان ياد فرمودهايد در هرصورت موافق ادب نويسندگى و خلاف احتياط محيط و اجتماع بوده است .
صفحات 64 ، 45 و در صفحات ديگر لفظ قضا را استعمال فرمودهايد اين نيز از ميراث اصطلاحات محلى است .
صفحهء 66 سطر 5 در ضمن غزل بمثابه چاپ شده رعايت اصول سجع و قافيه اين بود مثابه نوشته شود درست هم بود .
صفحهء 128 سطر 15 و صفحهء 129 دربارهء جوانترين فرزند على و علمى كه فاطمهء زهرا دوخته پاورقى لازم بود .
چنانچه در صفحهء 130 سطر 11 راجع به اردبيل پنج محلهء بزرگ و اصلى داشت پاورقى مرقوم فرمودهايد اهميت پاورقى مطالب آن دو صفحه كمتر از اين نبود .
در صفحات 131 و 134 كه دومى به صورت پاورقى تنظيم شده داورى بسيار بسيار عالى شده است .
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 385
مساهمون: بابا صفرى
ص٣٨٥