و اقدامات او را منعكس ساختهايم . حق اينست كه فرزندان دانشمند و دوستان علاقمند و با اطلاع آنمرحوم شرح زندگانى آن انسان پاكدل و پاكنهاد را به صورت كتابى درآورند و كمالات روحى و فضائل اخلاقى و حتى آثار ادبى او را كه حاوى اشعار بسيار متين و قابل توجهى است ، با خدمات اجتماعى وى در آن جمع كرده بعنوان نمونهء بارز و شاخص يك انسان ارزندهء اجتماعى در اختيار آيندگان بگذارند . خدايش بيامرزد و با پاداش نيك روانش را پيوسته شاد فرمايد .
غير از نقدهاى فوق نوشتههاى ديگرى هم بدست ما رسيده است كه بدون اشاره به نقص و ايرادى صرفا از مؤلف تقدير كرده كتاب اردبيل در گذرگاه تاريخ را اثر گرانبهائى براى شناساندن گذشتههاى پرافتخار اين شهر تاريخى قلمداد كردهاند . مؤلف با حقشناسى از همهء آنها اين گفتار را با نقد واعظ دانشمندى ، از همشهريان خود در تهران ، بپايان مىرساند :
نقد آقاى سيد جعفر موسوى :
« كتاب اردبيل در گذرگاه تاريخ . . . كه گوشههائى از وقايع و حوادث تاريخى زادگاه مرا بطور محققانه دربر دارد از آن جائى كه اطلاعات من در اين زمينه بسيار بسيار كم بود مطالعهاش را مغتنم شمرده و بدون تعارف لذت زايد الوصفى بردم و انتظار دارم هرچه زودتر جلد دوم اين كتاب را بدست آرم و همچون جلد نخست بهرهء كافى ببرم .
در ضمن نقل تاريخ ، مطالبى به صورت تجزيه و تحليل و يادآورى به چشم مىخورد و در حقيقت همانها بيمهنامهء هركتابى هستند و موجب جاودانى شدن يك نوشته ميگردند ، نظر اين حقير را خيلى جلب نمود كه بنمونههائى چند اشاره ميرود :
1 - صفحهء 202 مربوط بتحميل نماينده .
2 - صفحهء 187 تشريح جمال دوستى ملا غلامعلى .
3 - صفحهء 179 مطالبى كه حكايت از آزادى قلم و وارستگى فكرى نويسندهء محترم مينمايد .
4 - انگيزهء اختلاف دو شخصيت روحانى كه از دو طبقهء معروف حيدرى و نعمتى الهام ميگرفتهاند و در صفحات متعددى ياد شده ارج قابل توجهى دارد .