نگه نداشتند و قسمتى از خاك ايران را صحنهء پيكارهاى خونين ساختند .
بطوريكه قبلا نيز يادآور شديم ملت ايران ، كه از جور و تعدى روس و انگليس بجان آمده بود پيروزى متحدين و بخصوص دولت اسلامى عثمانى را وسيلهء رهائى از اين بلا ميدانست و در علن و خفا از يارى با آنها خوددارى نميكرد ولى جاى تأسف است كه تركان نادان در مقابل اين عواطف و احساسات بناى بدرفتارى با ايرانيان گذاشتند و بعناوين گوناگون درصدد ايذاء و آزار آنها برآمدند و بويژه با تحميل اسكناسهاى بىارزش خود دست بچاپيدن دارائى مردم باز كردند .
اين اسكناس حكايات شيرينى در اردبيل دارد كه اكنون نيز بخاطر بعضى از معمرين اين شهر باقى است و ما يكى از آنها را براى نمونه ميآوريم . ولى قبلا اين توضيح را لازم ميدانيم كه دولت عثمانى براى تأمين مخارج سربازان خود در آن جنگ ، اسكناسهاى بىپشتوانهاى بنام « قائمه » چاپ كرده بود . با آنكه قيمت قائمه به علت نداشتن پشتوانه چند قران بيش نبود ولى بقول مرحوم كسروى سربازان هريك از آنها را پنج تومان ميپنداشتند و در خريد و فروش بهاى آن را بدينطريق حساب ميكردند و اگر كسى مقاومت مينمود با او با زور و قلدرى رفتار مينمودند .
سربازان ترك چون از بىارزش بودن اسكناسهاى مزبور آگاه بودند چنين ميكردند كه از دكاندارى مقدار جزئى جنس ميخريدند و يك اسكناس چند قائمه ميدادند تا فروشنده بهاى جنس را بردارد و باقى را ، با نرخ پنج تومان به پول ايرانى ، مسترد دارد . بدينطريق فروشنده نهتنها قيمت كالاى خود را بدست نميآورد مبلغى نيز از سرمايهء خود را از دست ميداد .
گويند روزى يكى از افسران ترك در بازار اردبيل از عطارى مقدار كمى قند و چاى خريد . عطار كه از جريان اطلاع داشت و قائمهء بزرگى را در دست افسر براى پرداخت مشاهده مينمود از او خواهش كرد كه لحظهاى چند ، روى چهارپايهاى كه در جلو دكانش بود ، بنشيند و با وى يك استكان چاى صرف كند . افسر پذيرفت و پس از صرف چاى درصدد پرداخت قائمه برآمد ليكن عطار پيشدستى كرده اجناس خريدارى
اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى ) — صفحة 340
مساهمون: بابا صفرى
ص٣٤٠