اميرى سخن رفته و يا از حادثهاى ياد شده ، اين كار در نهايت بىطرفى و با كمال دقت و صحت انجام گرديده است . از خود هرگز سخن نياورده و جز اندكى كه خود شاهد عينى آنها بودهام ، بقيه را به اسناد تاريخى و راويان خبر بسنده كردهام چه به مصداق « العهدة على الراوى » تاريخ تاريك است و عهده گرفتن واقعيت تاريخى ، خود تنى ستبر مىطلبد .
غرض از تأليف اين كتاب ارائه هويت مردمى است كه سهم بزرگى در تاريخ خراسان دارند و تا مردم قوچان بدانند كه زنجيره به هم پيوسته از تبار قومى هستند كه هزاران سال پيش همراه تاريخ ايران زيستهاند .
صفحات اين سرزمين از تپهها و ماهورها و ساكنان حوضه رودخانهها و دشتهاى گسترده و صحراهايش با آن سنتها و لهجههاى دست نخورده ، همه و همه در خور كند و كاو است كه كمتر مورد بررسى علمى قرار گرفته است . از آن جهت بدين كار جسارتآميز دست يازيدم تا مدخل و مقدمهاى براى محققان و مورخان باشد . چون به عبارتى كه بر سنگى بزرگ در سرسراى انجمن تاريخ تركيه نقر شده ، اعتقاد دارم كه :
« نويسندهء تاريخ اهميتش كمتر از به وجود آورندهء تاريخ نيست . » « 1 »
حاصل سخن آنكه دعوى آن ندارم كه كار جامعى انجام دادهام و آن هم با نداشتن بضاعت علمى ؛ بر پژوهشگران نوخاسته اين سرزمين است ، تا اين مهم را به انجام برسانند ، البته بر پايه حقايق تاريخى نه بر مطلقهاى ذهنى .
نگارنده در تأليف اين كتاب مرهون كثيرى از مسئولين امر و همشهريان عزيز خود هستم و بيش از همه از دوستان بزرگوار و دانشمندى چون ؛ آقايان علاء الدين افشار ، و مرحوم حاج شيخ على اكبر صاحب الزمانى و عمهزاده گرامىام آقاى حاج عباسعلى شاكرى و برادر عزيزم آقاى محمد مهدى شاكرى كارشناس جغرافيا كه در پيشرفت كار و تحقيقاتم راهنمايى صادق بودهاند ، امتنانى كامل دارم .
ديگر آنكه همزمان با آماده شدن كتاب انقلاب اسلامى ايران آغاز گرديد كه سرانجام با رهبرى امام امت و پايمردى ملت بزرگ ايران ، به پيروزى رسيد . اين خود برايم فرصتى شد تا دستنويسهاى خود را از نو مرور كنم و علىرغم ملاحظات سياسى كه در دوران
هامش
( 1 ) . اسلامى ندوشن ، محمد على . صفير سيمرغ ، ص 211 .