روزهاى تاسوعا و عاشورا و يازدهم محرم سال 1399 ، قوچان شاهد تظاهرات پرشور مردم بود كه در مدرسه و مسجد جامع عوضيه ، يعنى مركز اجتماع و سنگر مبارزهء مردم ، برگزار مىگرديد . هر روز مبارزات مردم ابعاد گستردهترى پيدا مىكرد .
رژيم ، عوامل خود را با چوب و چماق تجهيز مىكرد و به جان مردم مىانداخت .
چندى نگذشت كه با اعلام فتواى امام خمينى از پاريس ، كه چماق به دستان و مزدوران دولتى مفسدند و خونشان مباح است ، چماقداران « 1 » بتدريج تار و مار و قلع و قمع شدند .
از طرفى اعلام همبستگى كارمندان دولت با مبارزان و اتحاد بىسابقهء اقشار ملت و اعلام نداى « اللّه اكبر » در شبهاى معين ، مبارزه عليه رژيم را به صورت تكليف شرعى درآورده بود . روستاييان هم كه متوجه حقايق شده بودند « 2 » به مبارزان پيوستند و رژيم نتوانست از ترفندهاى خود طرفى ببندد و به مقاصد شوم خود كه سركوبى مبارزان بود ، برسد . وقتى مبارزه عليه رژيم همهگير و مردمى شد ، محلههاى شهر قوچان با شعار « اللّه اكبر » و تظاهرات پىدرپى خود نقشههاى رژيم را خنثى كردند . از بين محلههاى شهر ، محله خيسيها « 3 » كه در شمال شرقى شهر واقع است خروششان پر طنينتر و مبارزهشان با عوامل رژيم كوبندهتر بود و بيشترين درگيرى عناصر دولتى با فرزندان همين محله بوده است .
به مناسبت ايام محرم همه شب يك نفر از وعاظ مشهد به قوچان وارد مىشد و در مدرسه و مسجد جامع عوضيه براى مردم كه همواره در آنجا حضور مىيافتند سخنرانى مىكرد و مردم را از اوضاع كشور و جنايات دستگاه آگاه مىساخت .
هامش
( 1 ) . منقول است كه رژيم به هريك از چماقداران پس از انجام مأموريت مبلغى مىپرداخت . چماقداران به عنوان شكايت گفته بودند كه مأموران دولتى موقع پرداخت دستمزد ، مبلغى هم از مزد ما را به عنوان رشوه كسر مىكردند ، و ما هم حق اعتراض نداشتيم ! !
( 2 ) . عوامل ساواك بين روستاييان شايع كرده بودند كه انقلابيون كمونيست هستند و قصد دارند بعد از پيروزى تمامى زمينهاى روستاييان را مصادره كنند .
( 3 ) . خيسيها اصلا از خايس سر ولايت بوده و از يك خانواده بزرگ و قديمى قوچان هستند .