قضيه خداوردى سردار معروف به « خدو »
موقعى كه امير عبد الرضا خان شجاع الدوله در مشهد توسط امير تيمور كلالى به عنوان حكومت قوچان تعيين شد ، خداوردى سردار ( معروف به خدو ) كه اهل تكمران شيروان بود در حدود شيروان سربرداشت و ياغى شد . به قرار اظهار يكى از خوانين قوچان ، خداوردى مردى غيور و سلحشور بود ، افسوس كه اشتباه كرد و حد خود را نشناخت .
خدو قبل از طغيان خواب ديده بود كه وى نادر زمان شده و حتى روى لباسهايش نشان سلطنتى دوختهاند . همين خواب انگيزهء وى براى حركت و قيام شد .
« . . . پس از سقوط عشقآباد در پاييز سال 1919 م . بعد هم سرتاسر ناحيهء ماوراى خزر به دست بلشويكها ، استان خراسان از ماه مارس 1920 به بعد در معرض اعمال نفوذ شوروىها قرار گرفت و البته ارتش سرخ مستقيما به آن استان حمله نكرد ، بلكه سياست استفاده از وجود يك رئيس قبيله دست نشانده و مطيع را مورد توجه قرار داد و اين مرتبه ، قرعه به نام يكى از سران كرد به نام « خداوردى سردار » افتاد . او از طرف روسها مأمور شد كه در استان خراسان عليه ايران شورشى بر پا سازد و هرگاه قيام قرين توفيق گرديد از ارتش سرخ دعوت كند كه به كمك او بشتابد . بلوايى كه در خراسان بر پا شد بدون كمك شوروىها نمىتوانست در آن استان جاى پاى خود را محكم كند ، زيرا اقليت كرد در آنجا خيلى كوچك بود و اهميت چندانى نداشت و حداكثر فعاليت آنها اين بود كه به صورت دستجات كوچك و نسبتا بزرگ جادهها و دهات را مورد حمله قرار دهند .
عمر اين نهضت هم زياد طولى نكشيد چه رفتهرفته از علاقهء رژيم اشتراكى ، عشقآباد شوروى به كنترل و ادارهء عمليات باند « خداوردى سردار » رو به كاهش بود و همچنانكه اين كاستن فزونى مىيافت ، شورشيان ضعيفتر مىشدند تا اينكه بالاخره قبل از فرا رسيدن سال 1921 به كلى مضمحل و نابود گرديدند . » « 1 »
« . . . در بهار 1299 ش . ( 1920 م . ) مردم قوچان و شيروان تحت سرپرستى يكى از
هامش
( 1 ) . ژرژ لنزوسكى . رقابت روسيه و غرب در ايران ، ترجمهء اسماعيل رائين ، تهران 1353 ، ص 104 .