سر حدات بين خراسان و روسيه گرديد . نتيجهء اين مأموريت آن شد كه قرا و كوهسار نقطه فيروزه « 1 » سرحد قوچان با بسيارى از اراضى سرحدات در جزء كلات و سرخس ضميمه روسيه شد « 2 » و خسارات اردوكشى از براى دولت ايران بىحاصل بود چرا كه اگر
هامش
( 1 ) . « . . . ده سال پس از آنكه « نى پيه » جهانگرد انگليسى ، خراسان را ترك گفته بود سربازان روسى به بهانهء تنبيه تركمانان مهاجم ، شهر كهنهء سرخس را كه در كرانهء راست تجن قرار داشت متصرف شدند و بدينسان پيش گويى « هنرى رالين سون » واقعيت پيدا كرد . گرفتن سرخس و جدا كردن دهكدهء فيروزه و جزاير آشوراده از خاك ايران بخشى از سياست كلى استعمارى دولت تزارى بود كه تا سال 1339 ق .
( 1921 م . ) ادامه يافت و سرانجام مرافعهء ايران و روسيه بر سر مرزهاى خراسان با تغيير رژيم حكومتى در روسيه به پايان رسيد و به موجب پيمانى كه ميان دولت بلشويكى روسيه و ايران بسته شد دهكدهء فيروزه و جزاير آشوراده دوباره به ايران تعلق گرفت اما سرخس كهنه در تصرف روسيه باقى ماند . » ( نقل از جغرافياى تاريخى خراسان از نظر جهانگردان ، تأليف ابو القاسم طاهرى ) .
( 2 ) . در مقالهء « مرزهاى شمالى ايران » به قلم سرتيپ حسين يكرنگيان نوشته شده است : « . . . براى اينكه بدانند در خاور درياى خزر . . . اواخر سلطنت ناصر الدين شاه چه شهرهايى از خوارزم . . . خراسان از ايران جدا گرديده و مرز آن روزگار و مرز سال 1299 قمرى . . . مورد اختلاف در اين قسمت مرز ، قصبه فيروزه بود كه دولت جابر امپراتورى روسيه كه به موجب پيمان سال 1299 تمام تركمنستان را از ايران مجزا كرده اين قصبه ( مصفا ) را جزء خاك ايران مىشناخت ولى عملا آن را تصرف كرده و از دست نمىداد .
پس از انقلاب اكتبر چون دولت ايران نخستين دولتى بود كه حكومت جديد روسيه را به رسميت شناخت دولت شوروى هم جبران كرده و در تاريخ 17 اسفند 1299 ( 26 فوريه 1921 ) قرارداد مودتآميزى با ايران منعقد نمود و مطابق فصل سوم آن مقرر شد كه قريهء فيروز و جزيره آشوراده و ساير جزاير ساحل استر اباد كه در نتيجهء سياست غاصبانه دولت تزارى . . . اشغال و تصرف كرده بودند مسترد گردد . دولت ايران هم سرخس كهنه را كه در تصرف روسها بود به آنها واگذار نمود . روسها سرخس را تصرف كردند ولى نه تنها فيروزه را پس ندادند بلكه به بهانههاى مختلف در طول مرز ، از جمله در قسمت مغان و اترك و سرخس ، نسبت به رعايا و حشم داران ايران سخت گيريها مىنمودند و اغلب آنها را در داخل كشور خويش به كار اجبارى در معادن مىگماردند . . . در قسمت آذربايجان موارد اختلاف كوچك ولى متعدد بود . در قسمت مرز گرگان موضوع اختلاف ، قطعه زمين وسيعى بود در ساحل خليج حسينقلى . دولت دنبالهء رودخانه اترك را مرز طبيعى مىدانست ولى روسها يكى از شعبات اترك را كه از سنگر تپه از اترك جدا شده و در جنوب خليج حسينقلى به دريا مىريخت مرز دو كشور مىشناختند و سالها بود كه اين قطعه زمين را اشغال كرده بودند . چون مرور زمان شامل حالش شده بود و از نظر نظامى و سياسى هم ، ارزش چندانى نداشت ، همان « نهر موسى خانى » مرز شناخته شد . در قسمت مرز خراسان ، موضوع قصبهء فيروزه ، مركز تابستانى ( و ييلاقى ) جمهورى تركمنستان ، مورد اختلاف بود . چون طبق پيمان و پروتكل سابق ، اين قصبهء مصفا به ايران متعلق بود ولى روسها آن را متصرف شده و از دست نمىدادند . در اين هنگام كميسيون تشخيص حدود مرز ، رسما آن را به شوروى واگذار كرد و در عوض نقاط ديگرى در آذربايجان به ايران واگذار شد . . . » ( نقل از : حسين يكرنگيان ، « مرزهاى شمالى ايران » ، مهنامهء ژاندارمرى ، 10 ( 9 ) 1337 ش . ص 23 ) .