بود و مردم از آنجا آواره شدند و خلايقى از ايشان در غربت بمردند و چون اتابك چاولى به پارس آمد و ابو سعد را برداشت ، آنجا روى به عمارت نهاد . . . هواى آنجا گرمسير است ، معتدل ؛ و آب روان بسيار دارد و از همه انواع ميوه ، و مشمومات بسيار ؛ و شعب بوّان ، از نواحى نوبنجان است . . .
( فارسنامهء ابن بلخى ، چاپ بنياد فارسشناسى ، به تصحيح دكتر رستگار ، ص 349 ) .
12 . در كتاب جام جم مرحوم فرهاد ميرزا آمده است :
قلعه ، چهار راه مشهور دارد كه به بالاى آن توان رفت ؛ نام راه جنوبى آن ، « سياه شير » است كه پيادهرو بوده و اكنون مسدود است . . . و نام راه مشرقى آن ، « زرّين كلاه » است كه در سر راه شيراز است و اين راه نيز پيادهرو است ؛ و نام راه شمالى آن ، « گلستان » است ؛ كه از فهليان ، سواره تا فراز كوه قلعه سفيد توان رفت ؛ و نام راه مغربى آن ، « شتر خواب » است كه در جانب نورآباد است . . .
( فارسنامهء ناصرى ، امير كبير ، 29 ، 1628 ) .
13 . « . . . بالاى قلعه ، زمين هموار است كه كشت و زرع توان نمود ؛ و جنگل فراوان و درخت بلوط و انجير و بادام كوهى و زيتون و انار و انگور دارد ؛ و در زمستان ، برف ، اين كوه را فراگيرد ولى دوامى نكند ؛ و علف و شكار كوهى ، بسيار دارد ؛ و در اين كوه ، 5 چشمه است كه يك چشمهء آن در تابستان خشك شود ؛ و بالاى قلعهء ، چندين چاه داشته كه انباشته گشته ؛ و در پاى هر يك چشمه ، حوضى از سنگ تراشيده كه آب در آنها جمع شود . . . » ( فارسنامهء ناصرى ، امير كبير ، ص 1629 ) .
14 . شرح مفصّل واقعه را در صفحات 768 تا 772 فارسنامهء ناصرى ، چاپ امير كبير بخوانيد .
15 . « . . . شعب بوّان ، از نواحى نوبنجان است و صفت آن چنين است كه درّهاى عظيم است در ميان دو كوه ؛ طول آن ، سه فرسنگ و نيم و در عرض ، يك فرسنگ و نيم ؛ و هواى آن سردسيرى است كه از آن خوشتر نتواند بودن ؛ و جمله ، ديه بر ديه است ؛
آثار عجم ( فارسى ) — صفحة 504
مساهمون: محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى
ص٥٠٤