ahan
؟
er s
؟
10 . artaxs
ah
؟
11 . s
ترجمه : اين پيكرهء مزداپرست بغ نرسى ،
شاهنشاه ايران و جز ايران كه چهر ( : نژاد )
از يزدان [ دارد ] ؛
پسر مزديسن بغ شاپور ،
شاهنشاه ايران و
جز ايران كه چهر از يزدان [ دارد ] ؛
نوهء بغ اردشير شاهنشاه .
2 . اين نام ، در پارسى ميانه به صورت
narseh
آمده است كه فرشته و ايزدى است مانند جبرئيل ؛ و او پيك اهورامزدا است . در پهلوى ،
sang
؟
Niaryo
است كه بعدا در فارسى ، به نرسى تبديل شده ؛ گرچه وجه اشتقاق كلمه ، مشكوك است . ( برهان قاطع ، ص 2128 و ح 6 همان صفحه ) .
3 . كريستن سن مىنويسد :
« پس از وفات بهرام دوم در سنهء 293 ، پسرش بهرام سوم به تخت نشست ؛ امّا سلطنتش بيش از چهار ماه دوام نيافت . نرسه ( نرسى ) - پسر شاهپور اوّل - كه عمّ پدر اين پادشاه جوان بود ، طغيان كرد و غالب شد . . .
نرسى ، كيفيت تاجگذارى و سلطنت خداداد خود را بر تخته سنگ نقش رستم ، حجّارى كرده است و اين همان طرز معروف قديم است ؛ يعنى پادشاه ، حلقهء نواردار را كه علامت سلطنت است ، از دست خداوند مىگيرد . . . در جنگى كه بين نرسى و روميان اتفّاق افتاد ، نرسى مغلوب و مجبور شد كه پنج ولايت از ارمنستان صغير را به روم واگذار كند . . . ( ايران در زمان ساسانيان ، ص 257 تا