12 . اين مثال را دربارهء مشير الملك ، از فارسنامهء ناصرى گرفته است . ( ر ك : صفحهء 1071 ، چاپ امير كبير ) .
13 . سال وفات او را فارسنامهء ناصرى ، 1303 نوشته شده است . ( ر ك : صفحهء 1071 ، چاپ امير كبير ) .
14 . يا دشت ارجن . ( ر ك : فارسنامهء ناصرى ، امير كبير ، ص 1437 ) .
نام يكى از دهستانهاى بخش كوه مرّه نودان شهرستان كازرون است كه در مشرق بخش ، واقع و منطقهء آن ، كوهستانى و جنگلزار . و در وسط كوههاى مزبور ، باتلاق دشت ارژن قرار گرفته ؛ و راه شوسهء شيراز به كازرون ، از وسط دهستان كشيده شده . . . اين دهستان ، از 4 آبادى به نام دشت ارژن ، عبدوئى ، كلانى ، و ميان كتل تشكيل شده است . ( فرهنگ جغرافيايى ايران ، ج 7 ) .
فرصت در قصيدهاى كه به سال 1322 هجرى - برابر با 1904 ميلادى - در هنگام توقف در بوشهر مىسرايد ، چنين مىگويد :
سفر گزيدهام و دور گشتهام ز وطن * كه در وطن ، رنجم نصيب بود و محن
به ملك فارس ، مرا قدر آن قدر كاهيد * كه پرّ كاهى قولم نبود مستحسن . . .
عنان صبر و سكون شد ز دست من بيرون * زدم به عزم سفر زود ، كوهه بر توسن
نعوذ باللّه ز اين راه پر زخاره و خار * چه خار ، موزه شكاف و چه خاره ، پاى شكن
يك از مهالك آن ، « دشت ارژنه » است كه هست * هزار مار قوى زير هر بن ارژن
ز بعد آن ، « كتل پيرزن » كه از سختى * نه طفل جان برد از دست او نه مرد و نه زن
سپس بود « كتل دختر » آنكه مرد ز بيم * به گام گام رود چون زنان آبستن