توضيحات مصحّح
1 . فروهر در پهلوى
fravahr
و در اوستا ،
frahvashi
؛ از دو جزء تركيب يافته :
فره يا فرا (
fra
) يا
fr
به معنى « پيش » + (
var
) : پوشاندن نگهدارى كردن ، پناه بخشيدن .
در اوستا ، به معنى نيرويى است كه اهورا مزدا براى نگهدارى آفريدگان نيك ، ايزدى از آسمان فرو فرستاده و نيرويى است كه سراسر آفرينش نيك ، از پرتو آن ، پايدار است ( برهان قاطع ، حواشى مرحوم معين ) . معنىاى كه مؤلف آورده است ، از مجعولات دساتيرى است .
2 . پيغمبر و رسول را گويند . در اوستا
vaxsobara
به معنى آسمانى و اصطلاحا به معنى پيامبر است .
3 . بر ساخته دساتير است . ( فرهنگ دساتير ص 269 ) .
4 . مقصود حسين قلى خان نظام السّلطنه ، حكمران فارس است كه در سال 1311 از فرصت خواهش كرد كه به تخت جمشيد و شاپور كازرون و بهبهان و ممسنى و بسيارى نقاط ديگر برود و همين مسافرت ، اساس تأليف كتاب آثار عجم شد . ( ر ك :
ديوان فرصت ، با مقدمهء على زرين قلم ، تهران ، كتابفروشى سيروس ، صفحهء 117 ) .
5 . ر ك : فارسنامهء ناصرى ، جلد دوم ، تصحيح دكتر رستگار فسايى ، انتشارات امير كبير ، ص 908 .
6 . ر ك : فارسنامهء ناصرى ، جلد اوّل ، تصحيح دكتر رستگار فسايى ، انتشارات امير كبير ، ص 813 و ح 1 .
7 . براى اطلاعات بيشتر در مورد وى ، مراجعه شود به فارسنامهء ناصرى ، ص 813 ، 814 ، 818 ، 824 ، 1103 ، 1227 ، چاپ امير كبير .