« . . . هر آنكس فقير مؤلف را ديده و شناخته ، داند كه هرگز اعيان دولت و اركان مملكت را مداحى نكرده [ ام ] . . . و ليكن گاهى مدحى از استاد جليل خود نموده و در بعض از اعياد ، معروض به حضرتش داشته و آن را مايهء اجر جزيل و ثواب عظيم انگاشتهام . . . « 1 » »
« و . . . در چند سال قبل ، اين فقير در عيدى بنا بر رسمى كه داشت ، اشعارى به مدح استاد جليل و مولاى نبيل خود سروده ، از حضورش گذرانيدم . . . « 2 » »
از اين نمونه اشعار و منثورات وى دربارهء شيخ مفيد است :
1 . قصيده به مطلع :
زان پيش كاين سمندر زرين آفتاب * سازد مكان در آتش و بيرون جهد ز آب « 3 »
2 . قصيده به مطلع :
ز اهل فضل و هنر و ز دهندگان خبر * شنيدهاى همه اوصاف اهل فضل و هنر « 4 »
3 . مسمطى كه قسمى طرد العكس دارد و در ضمن آن سروده است :
. . . جناب شيخ مفيد معين شرع مبين * معين شرع مبين به زهد و تقوى و دين
به زهد و تقوى و دين كسش نباشد قرين * كسش نباشد قرين ز اهل روى زمين
ز اهل روى زمين ، حقش نمود اختيار « 5 »
4 . قطعهاى در اقسام التفات كه در مقدمهء آن ، شيخ را چنين ستوده است :
« داور » آن پير سخندان ، قدوهء اهل وصول * آنكه بر بوده است گوى معرفت را از فحول
هامش
( 1 ) . آثار عجم ، ص 338 .
( 2 ) . آثار عجم ، ص 418 .
( 3 ) . ديوان فرصت ، ص 286 .
( 4 ) . همانجا ، ص 309 .
( 5 ) . همانجا ، ص 367 .