تخطي إلى المحتوى الرئيسي

آثار عجم ( فارسى ) — صفحة مقدمهء مصحح 61

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٦١
قلى خان سردار مكرم ، دكتر مان آلمانى ، ملك منصور ميرزا شعاع السلطنه - پسر مظفر الدين شاه - مظفر الدين شاه ، اسعد السلطنه ، سليمان خان ركن الملك شيرازى ، ظل السلطان و شاعرانى چون منعم ، ميرزاى سها ، ميرزاى طرب ، سيد بزمى و كسانى چون عبد الغفار خان نجم الدوله ، ميرزا جهانگير خان صور اسرافيل ، ميرزا على اصغر خان صدر اعظم ، ميرزا محمد حسين ذكاء الملك ، ميرزا محمد على خان ذكاء الملك ، ابو الحسن خان فروغى ، حاج مخبر السلطنه . سهام الدوله - حاكم فارس - قوام الملك شيرازى . . . « 1 » كه ذيلا دربارهء چند تن از آنها گفتگو خواهيم كرد :

شعر فرصت دربارهء خود و شاعران معاصرش

فرصت براى عكسى كه به سال 1315 با گروهى از اعضاى انجمن ادبى شيراز گرفته ، ( عكس صفحه 60 ) قطعه‌اى سروده است كه به خط على نقى شيرازى در بالا و پايين آن عكس ، تحرير شده است :
فراز كرسى ، يك صف نموده‌اند جلوس * به غير من ، همه نيكو نهاد و نيك خصال
به پيش كرسى يك رسته كرده‌اند قعود * خلاف من همه روشندل و شگرف سگال
تو را كه ناظر اين مجلسى اگر بايد * خبر ز جملهء القاب اين بزرگ رجال
كنم صفت ز نخستين صفت ، كه هشت تنند * ز ابتداى يمين تا به انتهاى شمال :
يكى « نثار » بود بخردى كه بر نظمش * نثار كردن جان است افضل الاعمال
دگر بصير خردمند حضرت « قدسى » * كه هست پايهء قدرش برون ز حد خيال
دگر يگانهء دهر « ايزدى » كه ملك سخن * مسخّرش بود ، از فيض ايزد متعال
دگر حكيم سخندان جناب « آسوده » * كه سوده بر قدمش هر لبيب روى سؤال
دگر منم يك از ايشان كه « فرصتم » خوانند * ولى به درگهشان كمتر از تراب نعال
دگر وحيد زمان فيلسوف دانشور * صديق نيك سير ، « صادق » عديم مثال
دگر « نوا » كه بود تاج فرق اهل سخن * به جاى نظم فشاند گهر ز درج مقال
هامش
( 1 ) . رجوع شود به ديوان فرصت ، صفحات 36 تا 161 .