پرش به محتوای اصلی

آثار عجم ( فارسى ) — صفحه 427

پدیدآورندگان:

ص۴۲۷
اسكن شوريده - فصيح الملك چشم جهان بينش گذاشته و سر پنجهء قدر ، مردمك ديده‌اش را از حليهء بينايى عارى داشته ، از بدايت شباب تا كنون ، همواره به كسب فضايل و تحصيل معارف و تكميل اخلاق ، همّت گماشته ؛ با اكابر ، معاشرت و مصاحبت گزيده ، تا جامع كمالات صوريّه و معنويّه گرديده . در گفتن هر گونه از اشعار ، قادر است و علوّ طبعش ، از اشعارش ظاهر ؛ كلامش ، شيرين و مليح است و عرصهء خيالش ، فسيح ؛ هر آن فصيحى كه تيغ زبانش ، چون فرزدق و جرير « 1 » است ؛ ديدهء ادراك وى ، به معانى بيانش ، چون چشم ابو العلاء « 2 » ، ضرير « 3 » . صاحب ديوان است . ولى از اشعارش ، جز قصيده‌اى حاضر نداشتم . در مدح حضرت اجلّ اكرم و صاحب اختيار افخم ، گفته [ است ] :
صبح است و مر مرا ز خمار است دردسر * دردى كه دردسر ببرد ، درده اى پسر
پاورقی
( 1 ) . نام دو شاعر فصيح است كه شرح احوالشان سابقا گذشت . ( 2 ) . شاعرى است اديب از شعراى عرب . ( 3 ) . نابينا .
آثار عجم ( فارسى ) — صفحه 427 | محمد نصير بن جعفر فرصت شيرازى