است و آنجا را تخت طاوس « 1 » [ و ] بعضى تخت كاووس مىنامند و مىنمايد كه سرايى از سلاطين بوده ؛ بالجمله ؛ دروازهء مذكور ، اوّل خاك خفرك است .
خفرك « 2 » ( 6 ) :
بلوكى است ؛ اراضيش بسيار وسيع . از جمله دهاتى كه در آن بلوك است ، هشتايجان « 3 » ، صيدان « 4 » [ و ] سيوند « 5 » - كه ذكر آنها بيايد - و دهات بسيار ديگر نيز در آن بلوك هست كه در صدد ذكر آنها نيستم . و بلوك مذكور ، سردسير است و در سمت شمال شرقى شيراز ، از شيراز تا اوّل اين بلوك ، 10 فرسخ است . حاصلش غلّه و برنج و آبش از رودخانه .
بالجمله ، به ده موسوم به هشتايجان رسيدم ؛ آنجا فرود آمده ، لحظهاى درنگ نمودم . ده مذكور ، ملك جناب مستشير السّلطنه محمّد صادق خان - ولد مرحمت پناه حاجى عبد اللّه خان - مىباشد كه ابا عن جد از خاندان اصالت و دودمان بسالت « 6 » اند و از اعاظم و اعيان بودهاند . مشار اليه ، سپهر جلالت را آفتاب است و كشور نبالت « 7 » را مالك رقاب [ 226
f
] ؛ اكنون تمشيت و فرمانروايى بلوك مرودشت و خفرك و غيرها ، به كف كفايت اوست . خلاصه ، از آنجا گذشته ، رسيدم به صيدان مذكور .
[ صيدان ] « 8 » :
دهى است آبادان ؛ بساتينش فراوان . رعاياى آن ده ، تمام ساداتند . انارى كه در آنجا به عمل مىآيد ، كمتر جايى ديده شده ؛ در نهايت خوش طعمى و شادابى ، پوستش در نزاكت چون برگ گل . اين ده متعلّق است به جناب جلالتمآب نصير الملك ابو القاسم خان ، برادر كهتر محمّد صادق خان مذكور . جناب مشار اليه چون به مرحوم حاجى نصير الملك ميرزا حسن على خان - ولد مرحوم حاجى ميرزا على اكبر قوام الملك - مصاهرت دارد و آن مرحوم مدّت زمانى در فارس وزير و در امورات آن مملكت ، مشير بود ، بعد از اينكه بدرود جهان فانى را نمود ، حضرت اجل اكرم افخم ، نظام السّلطنه و صاحب اختيار - دام عزّه و اقباله -
هامش
( 1 ) . تخت طاووس و تخت كاووس ، وجه تسميهاش معلوم نيست ؛ اين اسمها را اهالى آنجا مىگذارند .
( 2 ) . به فتح خاء معجمه و سكون فاء و راء مهملهء مفتوحه است و در آخر ، كاف .
( 3 ) . به فتح هاء هوز و سكون شين معجمه و حرف پنجم ساكن ، مستعمل است .
( 4 ) . به فتح صاد مهمله است . بعضى نوشتهاند كه چون در آنجا ، سابق ، صيد بسيار مىكردند ، لهذا به اين اسم معروف شده و بعضى آن را به سين مهمله مىنويسند ؛ بلكه اكثرا مىگويند چون در آنجا اهاليش همه سيّداند ، در اصل سيّدان به شدّ ياء بوده ، بعد ياء را تخفيف دادهاند .
( 5 ) . به كسر حرف اوّل و فتح سيّم .
( 6 ) . به فتح ، شجاعت و دليرى .
( 7 ) . بالفتح ، بزرگوارى است .
( 8 ) . مرقوم شد كه به سين مهمله نوشتن نيز صحيح است .