فرصت و شعر و تصوير
فرصت در پنجاه سالگى ، تصويرى از خود كشيده است و در پشت آن ، نوشته است : « اين شبيه را به دستيارى خود تشكيل نمودم و به يادگار گذاشتم . تحريرا في ذى القعدة الحرام ، سنهء 1338 هجرى » « 1 » . كه بسيار شبيه عكسى است كه با شاعران شيراز ، در سال 1315 گرفته است و در همين مقاله ملاحظه مىفرمايد .
وقتى سنين عمرم در حدود پنجاه بود - كه تا كنون تقريبا بيست سال مىشود - اين شبيه خود را به دستيارى خود تشكيل نمودم و به يادگار گذاردم .
تحريرا فى ذى القعده الحرام ، سنهء يك هزار و سيصد و سى و هشت هجرى . انا الاقل الاحقر نصير الحسينى فرصت الدوله شيرازى .
با توجه به اينكه فرصت در سال 1339 در شيراز چشم از جهان پوشيده است ، اين خط را يك سال قبل از مرگ خود ، زير عكس خود نوشته است .
فرصت تمثالى از حضرت على ( ع ) را براى مجد الاسلام كشيد كه خود شعرى نيز براى آن ساخته بود :
ويژه تمثال همايون على عالى * سر حق ، صهر نبى ، غوث ورى ، غيث امم
فرصت از خامه و از نطق رقم كرد و سرود * نقش اين صفحه و اين نظم گهرسنج ، به هم « 2 »
و تمثالى نيز از حضرت ختمى مرتبت كشيده و شعرى براى آن ساخته بود :
طوبى لك اى مثال رسول مكرّما * اى پاى تا به سر همه روح مجسّما « 3 »
تصويرى نيز براى درويشى از واقعهء كربلا كشيده بود كه خود ، مرثيهاى براى آن پرداخته بود :
هامش
( 1 ) . ديوان فرصت ، زرين قلم ، ص 422 .
( 2 ) . ديوان فرصت ، زرين قلم ، ص 422 .
( 3 ) . همانجا ، ص 422 .