كمال رسانيد [ م ] كه مدد معاش والدين و اخوان و متعلقانم از اين رهگذر بود . . . « 1 » »
فرصت در نقاشى ، بسرعت به شهرت رسيد ؛ چنان كه شعاع الملك دربارهء او مىگويد :
عزم تصوير ار كند ، با كلك مويى مىكشد * نقش صد پيل دمان را بر يكى پرّ ذباب « 2 »
فرصت در نقاشى سياه قلم ، شيوهء خاصى داشت و به گفتهء خودش :
بسيارى از صنايع من بنده را همه كس ديده ، بلكه اروپائيها خريده و در اطاق موزهء پادشاه حاليه ، چند پرده حاضر است كه ديدهها از حيرت ، بر آنها ناظر [ است ] . . . « 3 »
اما امروزه از آن تابلوها كه در منازل بزرگان قاجار بود ، نشانى در دست نيست و جز نقاشيهاى فرصت در آثار عجم و بعضى از آثار او چون درياى كبير ، از بقيه اثرى به جا نمانده است .
در هيجده سالگى ، فرصت تصاويرى را از ناصر الدين شاه و شاهزادگانى چون سلطان مراد ميرزا كشيده و خلعتهاى شايان يافته بود و خود داستانهايى در اين باره دارد :
« . . . وقتى تصوير ناصر الدين شاه را روى پرده كشيده بودم ، آن صورت را يكى از بزرگان از لحاظ مرحوم سلطان مراد ميرزا
هامش
( 1 ) . ديوان فرصت ، زرين قلم ، ص 38 .
( 2 ) . آثار عجم ، ص 539 .
( 3 ) . ديوان فرصت ، زرين قلم ، ص 38 .