500 نفر از قوافل ، ذهاب و اياب دارند ، خوب است هميشه آبادش دارند .
بالجمله ، در جنب كاروانسرا ، چشمهاى است جارى ؛ آب قليلى دارد ، بسيار خوشگوار ؛ و اطراف آن ، صحراى بسيار وسيعى است ؛ ولى به سبب كم آبى ، لم يزرع افتاده ، به هر حال از آنجا گذشته ، به مقدار سه فرسنگ تقريبا ، آمده ، به زرقان رسيدم .
زرقان « 1 » ( 1 ) :
قصبهاى است ميان مشرق و شمال شيراز ، به مسافت مذكور ؛ و آن قصبه ، در دامنهء كوه بسيار مرتفعى واقع شده است ؛ به درازا ، قرب 2000 خانه دارد ؛ مخلوقش را تقريبا 000 / 12 نفر گويند ؛ باغستان چندانى ندارد ؛ درخت رزش بسيار است ؛ مردمان آن اكثر صاحب مالند ؛ و كارخانههاى جولائى « 2 » متعدّد دارد و بر بالاى كوهى كه قصبه در دامان آن است ، جلگههاى وسيع است و در بعض از جاهاى آن جلگه ، آثار عمارات و ابنيّهء قديم [ 131
f
] مشهود است ولى بكلّى خراب و ناچيز است .
وقتى ديدهام كه نگاشته بودند آن بناها از گشتاسپ بوده و چند دخمه نيز در عقب آن كوه است و شكار آن كوه ، بىحساب است .
[ قنات جمشيدى ] :
از غرايب آنجاست قنات جمشيدى كه قريب به قصبه است ؛ ممرّ آبى كه در آن است ، به مقدار چهار ذرع گشادگى دارد ، به قدر پنج يا شش ذرع ، ارتفاع آن ممرّ است ؛ مثل بازار ، هم طاق زدهاند ؛ دو سه 3 نفر سوار با نيزه مىتوانند بالمثال در آن قنات راه پيمايند .
[ مزار نسيمى ] :
مزار سيد عماد الدين نسيمى شيرازى « 3 » در آنجاست و زيارتگاه است . ( 3 )
[ فاضل ] :
جناب ملّا عبد اللّه ، الملّقب به « فاضل » ، از اهل آن قصبه است ؛ سالها در شيراز توطّن دارد ؛ در فنون عربيّه و اخبار و احاديث اهل بيت - عليهم السّلام - عمرى مصروف داشته و از فنّ حكمت الهيّه نيز بهرهء كامل حاصل نموده ؛ الحال گاهى به تدريس آن فن اوقاتى مىگذراند ؛ گذشته از اين ، منابر وعظ را محقّقى است بىبديل و مدقّقى بىعديل ؛ و خطّ شكسته را به نهايت درستى و خوبى مىنويسد ؛ ايضا گاه گاه شعرى مىفرمايد . اين رباعى را از ايشان ياد دارم :
هامش
( 1 ) . معرّب زرگان است ؛ گويندگان زر داشته [ است ] .
( 2 ) . يعنى بافندگى ؛ و مقصود بافتن كرباس است در اينجا .
( 3 ) . سيد عماد الدين در سنهء 837 هجرى شهادت يافته [ است ] .