[ ميان جنگل ] « 1 »
كاروانسرايى از قديم بوده ؛ مرحوم ميرزا عبد اللّه معزّ الملك « 2 » آن را مرمت كرده [ است ] .
از آنجا نيز گذشته ، به مقدار شش فرسنگ ديگر ؛ به شهر فسا رسيدم كه مجموع فراسخ از سروستان تا به فسا ، دوازده است ؛ « نتيجه » : فراسخ از شيراز تا فسا ، 27 است .
فسا « 3 » ( 5 )
شهرى است آباد ؛ سابقا آن را « پاساگرد » ( 6 ) مىخواندهاند ؛ بتدريج تخفيف يافته ، « پسا » شده و « فسا » معرّب آن است ؛ و منسوب به آن را فسايى و فسوى نيز گويند . بعضى نوشتهاند اين شهر را « پسا » ، پسر « پارس » ، پسر « تهمورس » بنا نهاده كه در اوّل كتاب ، اشاره به آن شد ؛ بعض ديگر گويند بناى آن از « بهمن » ، پسر « اسفنديار » است .
بعضى برآنند كه « پسا » آن شهر را بنا نهاده ، ولى « بهمن » تجديد عمارت نموده ؛ به هر حال هوايش گرمسير است و آبش از قنوات و چشمه است ؛ ميوهء گرمسيرى و سردسيرى آن موجود ، نخلش بسيار ؛ نواحى و اعمال بسيار هم دارد ؛ حاصل آن غلّه و تنباكو و غيرهاست و خود شهر فسا ، سابقا حصارى محكم داشته ؛ خراب شده ، اكنون گويند 1500 خانوار ، تخمينا در خود شهر است . از اين شهر بوده است :
[ شيخ روزبهان ] شيخ روزبهان ابو محمّد بن ابى نصر ، معروف به شيخ شطّاح « 4 » .
هامش
( 1 ) . به سكون حرف چهارم نه به اضافه .
( 2 ) . سر دفتر اهل دفتر بود و از معاصرين شيرازى است .
( 3 ) . به فتح حرف اول .
( 4 ) . مدّت 50 سال در عتيق شيراز وعظ مىنموده ؛ در سنهء 606 وفات يافته ؛ مزارش در شيراز معروف است .