بالجمله ، از مهارلو نيز متجاوز از 7 فرسنگ گذشته ، به سروستان رسيدم .
سروستان ( 3 )
در سمت شرقى شيراز است ؛ هوايش ميان هواى سر حدّ و گرمسير ؛ مشتمل بر بسيارى از دهات . آبش از قنوات ؛ حاصلش غلّه و تنباكو و پنبه و ميوهاش انار و انگور و غير ذلك . در خود قصبه سروستان ، قليلى از دكاكين است . گويند 700 در خانه دارد ؛ تقريبا .
شيخ ابو القاسم عبد الرّحيم بن محمّد سروستانى « 1 » ؛ كه از جمله افاضل و مشايخ عهد خود است و اتابك ابو بكر ، معتقد خدمتش بوده ؛ از اهل آنجاست .
[ ئيلان ] « 2 » ( 4 )
بالجمله ، در سمت شرقى آن بلوك ، دهى است موسوم به ئيلان ؛ قريب به آن ده ، عمارتى است از آثار قديمه كه آن را چار طاق گويند . در آنجا رفته ، اطراف و داخل آن عمارت را گردش و سير نمودم ؛ عجب بنيان سختى است ؛ بس موثّق و محكم ساختهاند .
لوحى و تاريخى در آن ديده نشد ؛ ولى از قرائن [ بنا ] بر آنچه سابقا از سير كتب يافتم ، بايد اين بنا از گشتاسپ باشد « 3 » ؛ وضع آن به اينطور است كه اعظم آن عمارات ، ايوانى است مربّع كه هر يك از عرض و طول اندرونش ، 16 ذرع است [ 82
f
] و سقف آن ، طاق مانند و مقعّر « 4 » است ؛ ارتفاع آن از زمين ، به حسب مساحتى كه در خارج عمارت نمودم - كه مذكور خواهد شد - مىبايد تقريبا 18 ذرع باشد و در سمت جنوب اين عمارت مزبور ،
هامش
( 1 ) . وفاتش در سنهء 620 هجرى بوده ؛ در دار السّلام شيراز مدفون است .
( 2 ) . به كسر همزه در اوّل .
( 3 ) . بايد بناى گشتاسپ باشد ؛ زيرا كه در تاريخ انگريزى ديدم نوشته بود گشتاسب چندين آتشكده در پارس بنا نهاد ؛ از جملهء آنها يكى در سمت شرقى شيراز به مسافت 15 فرسنگ ؛ شايد مقصود همين باشد .
( 4 ) . به ضمّ اول و شدّ حرف سيّم به صيغهء مفعول ، مسطّحه باطنى كره كه مجوّف باشد .