كوفه است ؛ بعضى گويند از اهل قرقيسيا بوده ؛ روزگارى در بغداد مىگذرانيده ، در زمان هارون الرّشيد . و نوشتهاند همراه حضرت رضا - عليه آلآف التّحية و الثّناء - به خراسان رفته ، بعض ديگر گويند همراه نبوده ، بلكه پس از تشريف بردن آن حضرت در آن ديار ، دعبل متوجّه آنجا شد . چون به خدمت آن حضرت رسيد ، مرثيّهاى كه در حقّ امام موسى كاظم - عليه السّلام - گفته بود ، به عرض رسانيد ؛ آن بزرگوار ، اشعارش را به سمع مبارك ، اصغا « 1 » مىفرمودند ؛ تا اينكه رسيد به اين شعر :
[ 61 f ] و قبر ببغداد لنفس زكية * تضمّنها الرّحمن بالغفرات « 2 »
امام - عليه السّلام - فرمودند : يك بيت هم من مىگويم ؛ بدينجا ملحق كن .
عرض كرد : بفرمائيد . فرمود :
و قبر بطوس يالها من مصيبة * توقدّت الاحشاء من حرقات « 3 »
دعبل ، عرض كرد : اين قبر كه خواهد بود ؟ فرمودند : « اين قبر من است . زود باشد كه در طوس ، قبر من مقصد شيعيان من باشد » . دعبل بگريست .
بالجمله ، ديوانى دارد مشتمل بر قصايد ؛ و هجاهم گفته . ديوان را ، فقير ديدهام .
و گويند به مرض ثقل سامعه گرفتار بوده . تولدش سنهء 148 است و وفاتش سنهء 246 در بلدهء طيب « 4 » - ميان واسط عراق و شوشتر - است ؛ - عليه و على سريرته الرّحمه . -
ابو الأسود ( 29 )
ظالم بن عمرو بن سفيان بن جندل ، از اهل بصره است و آن را دؤلى « 5 » همى
هامش
( 1 ) . به كسر اول و قصر آخر ، شهرى است بر فرات .
( 2 ) . قبرى است در بغداد از براى نفس پاكى ، يعنى نفسى كه مزكّاى به علم و عمل است . مراد حضرت موسى بن جعفر - عليهما السّلام - است كه فرا گرفته است آن نفس را به آموزشهاى خود خداى رحمن .
( 3 ) . قبرى است در طوس خراسان ؛ اى مصيبت و اندوه كه برافروخته شده است درونها از سوزشها ؛ يعنى در آن مصيبت . و در بعضى از نسخ ، مصرع دوم : « الحّت على الاحشاء بالزفرات » ( يعنى اصرار كرده است مصيبت بر دلها آه و ناله را ) .
( 4 ) . بالكسر ، شهرى است ميان واسط عراق و اهواز .
( 5 ) . به ضمّ دال و فتح همزه ، منسوب است به سوى « دؤل » به ضمّ دال و كسر همزه ؛ و استعمالات ديگر