چند ماهى پيش از اين در بزم خود خواندى مرا * ديدى آثار عجم را كان بود تأليف من
دفترى كردى طلب از بندهء خود ز آن كتاب * چون كنم آن را تمام و من تمام اندر شجن
چند جزوى مانده باقى ز آن كتاب و من مصاب * وجه باقى بودنش ، بودن به انده مقترن « 1 »
آثار عجم ، يا به قول خود فرصت ، « مسافرتنامه » « 2 » يا « مسافرت نامچه » هايى است در تاريخ ، جغرافيا ، آثار باستانى و رجال علم و ادب و سياست فارس و شيراز ( و گاهى سرزمينهاى ديگر ) ؛ كه مشتمل بر دو بخش است :
بخش اول را خود مؤلف ، « آثار عجم » و بخش دوم را « شيرازنامه » خوانده است . در واقع آثار عجم حاصل و گزارش سفرها يا انجام مأموريتهايى است كه در سالهاى 1293 و 1303 و 1307 و 1311 هجرى قمرى ، از سوى رجال ايرانى يا بيگانه ، در شيراز يا از تهران به فرصت داده شده بود و در يكى از اين سفرها ، فرصت به دلخواه رهسپار عتبات عاليات شد :
« . . . به تاريخ شهر شعبان المعظم سنهء يك هزار و سيصد و سه هجرى ، از دار العلم شيراز جنتطراز ، با زاد و راحله ، به اتفاق رفقه و قافله ، به عزم زيارت عتبات عرش درجات كه سفرى است سعادت اثر ، بيرون آمده ، قطع منازل و طى مراحل نموده تا به كازرون رسيدم . . . « 3 » »
اما سفرهاى ديگر او معمولا به درخواست ديگران و براى انجام مأموريت
هامش
( 1 ) . ديوان فرصت ، ص 351 .
( 2 ) . « مسافرتنامه » را از نظرش گذرانيده ، مرحبا شنودم . . . و خاتمهء « مسافرتنامه » قرار دادم . . . » ( آثار عجم ، ص 262 )
( 3 ) . آثار عجم ، ص 365 .