بعد از ترقى از اين مرتبه و خروج از تقيد عالم كثرت ، و توجه بعالم وحدت و ظهور ؛ حق را ظاهر و حاضر مىبيند . در مرتبهء اول خود و فعل خود را حاضر نزد حق مىديد ، ناچار قلب او متوجه حضور معبود مىشود و مىگويد :
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ »
، بعد از ترقى از اين مقام و تحقق به اين مرتبه كه قلب او عبادت حق را به حق و عون حق مشاهده نمايد ، و ظهور جميع اقسام حمد را ناشى از مشيت رحمانيه و رحيميه حق بداند در مقام عبادت مىگويد : خدايا
« إِيَّاكَ نَعْبُدُ »
چون بحول و قوهء حق ، حق را عبادت مىكند . بعد از ترقى از اين مرتبه ، و شهود اين معنى كه عبادت او براى حق است ، بعون و حول و قوهء حق ، بمقام و مرتبهء حضور قلب در مقام استعانت مىرسد . لسان اين مقام ، « كنت سمعه و بصره ، و انه يسمع و يبصر و يبطش به » است . لذا در بيان اظهار تحقق به اين مقام مىگويد :
« وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ »
. جميع افعال و آثار خود ، اعم از عبادت و غير عبادت را مستند به مشيت و اراده حق مىنمايد ، و حالت فناء در افعال به او دست مىدهد . بعد از توغل و انغمار در اين مرتبهء توجه به اين معنى كه مشيت و اراده فعلى حق ناشى از اسماء و صفات است ، و اقتضاى ظهور اسماء و اعيان منشأ انبعاث مشيت گرديده است ؛ واقع در صراط ذات و اسماء و صفات حق مىشود . حق در او باسماء خود يكى بعد از ديگرى تجلى مىنمايد ، و باخلاق حق متخلق مىشود . اين مقام ، مقام هدايت است كه حق عبد را بصراط ذات و افعال خود ايصال مىنمايد . « 1 » بعد از سير در اين مقام و تحقق به احديت اسماء ، بمقام و مرتبهء استقامت مىرسد . اين استقامت ، استقامت در طريق و استقامت در اسماء و صفات حق است . فناء در اسماء موجب شهود ذات حق مىشود « 2 » .
عابد بعد از تشرف به اين كرامت ، بمقام عشق بذات كه ملازم با فناء در ذات است مىرسد . لسان اين مرتبه ، قول نبى امى عربى است كه فرمود : « رب زدنى
هامش
( 1 ) . از حضرت رسول وارد شده است : « تخلقوا باخلاق اللّه » . و نيز از آن سرور انس و جان رسيده است :
« بعثت لاتمم مكارم الاخلاق » .
( 2 ) . مشروحا اين مقامات را در بيان و شرح مراتب وجود انسان ، در طى شروح قبلى بيان كرديم . براى شرح مفصلتر از اين ، بشرح كتاب منازل السائرين ملا عبد الرزاق رجوع شود . فان فيه ما يشفى العليل .