ده هزارش مريد بيش شدند * گرچه اول ز صدق دور بدند
مفتيان بزرگ اهل هنر * ديده او را بجاى پيغامبر
وعظ گفتى ز جود بر منبر * گرم و گيرا چو وعظ پيغامبر
صيد « 1 » خوبش گرفت عالم را * كرده زنده روان عالم را
گشت اسرار ازو چنان مكشوف * كه مريدش گذشت از معروف
هامش
( 1 ) - صيت ظ