اگر او تا دروگر ابدال امروز * ازو دارند كشف حال امروز
چو بود او در شريعت ساوجى دوست * طريقت را على الحق ساوجى اوست
كه سر جملهء فقه و اصول او * معين داند از نور رسول او
همه اسرار قرآنش عيانست * كه با او علم مطلق در ميان است
بود هر قرب ماهى شرب آبش * برين مىكن قياس خورد و خوابش
طعام او چه گويم در چسانست * كه هر روزيش كم ده سير نان است
شده سى سال تا وى بر سخنها * به خلوت روى آوردست تنها
چنان مىنمايد كه مراد از اين خواجه سعد الدين خراسانى با اين اوصافى كه عطار در دانش و پارسائى و پرهيزكارى او مىگويد و او را قطب اوليا و صاحب شريعت و طريقت مىخواند سعد الدين محمد بن ابو بكر حسن بن محمد بن حمويه حموى جوينى باشد كه به مناسبت نام جدش او را حموى مىناميدهاند و اصل وى از مردم بحرآباد جوين و از بزرگان عرفاى قرن ششم و از اصحاب معروف نجم الدين كبرى بوده است و از خانوادهء بسيار معروف محترم خراسان به شمار مىرفته و جدش امام ابو عبد اللّه محمد بن حمويه جوينى از بزرگان دانشمندان زمان خويش بود « 1 » و وى در جوانى در راه دانش سفرها كرده و چندى در جبل قاسيون در دمشق بوده و سپس به خراسان بازگشته و صدر الدين قونيوى عارف مشهور با او ديدار كرده و وى در سال 542 ولادت يافته و در 63 سالگى در روز عيد اضحى سال 605 درگذشته و در بحرآباد جوين مدفون شده است و در زمان خويش از بزرگان مشايخ خراسان بوده و مؤلفات بسيار دارد از آن جمله كتاب المحبوب و سجنجل الارواح كه در آنها بسيار مطالب مرموز و مبهم در پرده دارد و نيز شعر فارسى و تازى را خوب مىگفته و اشعارى از او بدست است . از اين
هامش
( 1 ) - كتاب الانساب سمعانى ورق 177