شد موفق حضرت مير كبير * آن ملاذ و ملجأ مير و فقير
مير دريادل علىشير آنكه هست * چرخ پيش همتش چون خاك پست
صاحب خيرات بىكبر و ريا * مظهر انفاس قدس كبريا « 1 »
نفس را از آز و شهوت كرده عقر * چون حكيمان فخر او باشد به فقر
در سخن عطار دوران آمده * قائل تحقيق را جان آمده
پس از اين سه شعر ديگر هم هست كه چون سنگ شكسته شده خوانده نمىشود ، در اطراف اين اشعار آية الكرسى و در بالاى لوح صلوات بر رسول و صديقه و ائمهء دوازدهگانه نوشته شده و در بالاى اين اشعار « اللّه الباقى و بسم اللّه الرحمن الرحيم و به نستعين » نوشتهاند . مؤلف مطلع الشمس كه در سال 1300 قمرى به آنجا رفته است گويد : « در پشت سنگ محاذى سطح صورت قبر اين شعر نوشته و حجارى شده است :
ز مشرق تا به مغرب گر امامست * على و آل او ما را تمامست
و در زير اين به عدد هندسى رسم شده است هشتصد و نود و يك تمام خطوط ثلث است » .
اما در باب بناى قبر مؤلف مزبور پس از وصف امامزاده محمد محروق در بيرون شهر نيشابور كنونى گويد : « اما مقبرهء شيخ فريد الدين عطار رحمة اللّه عليه ، كه در غربى اين محل به فاصله واقع است ، بقعهاى است مسدس تقريبا به ارتفاع هشت ذرع و چهار دراز چهار سمت دارد و بالاى مدخل رو به جنوب نوشته است :
« بسم اللّه الرحمن الرحيم ، يا زكى الطاهرين ، من كل آفة بقدسه ، العاصى عبد العلى » .
در بالاى قبر شيخ سنگى به يك پارچه و سماق ميل مانند نصب كردهاند كه آنچه از آن از خاك بيرون از روى زمين تا سر ميل سه ذرع يك چارك كم است و قدرى
هامش
( 1 ) - اين مصرع درست خوانده نشده و به حدس نوشتهاند