هذه جنات عدن فى الدنا * عطر العطار مهجه من دنى
قبر آن عالىمكانست آنكه بود * خاك راهش ديدهء چرخ كبود
شيخ عالم شيخ عطار فريد * آنكه هستند اوليا او را مريد
طرفه عطارى كه از انفاس او * قاف تا قاف جهان شد مشكبو
در دكانش كاشيان دارد ملك * شيشهء پرقرص ليمو شد فلك
خاك نيشابور تا يوم القيام * آبرو دارد ازين عالىمقام
شد زرش را خاك نيشابور كان * مولدش زروند و كدكانش « 1 » مكان
بود در شاپور هشتاد و دو سال * سى و دو در شادياخ آسود حال
سال هجرى پانصد و هشتاد و شش * شد به ميغ آن فرمه خورشيدوش
گشت در وقت هلاكو خان هلاك * در شهادت شد شهيدش جان پاك
عارفان كز دانهء دل آگهند * خرمن هستى به مشتى كه دهند
روح اللّه تعالى روحه * رب اكثر بره و فتوحه
شد تمام اين لوح اين عالىمكان * در زمان دولت شاه جهان
حضرت سلطان ابو الغازى حسين * ظل حق پشت و پناه خافقين
آن قدر قدر و قضا صولت كه دهر * دشمنش را مىدهد از نوش زهر
تا شنيده عدل او نوشيروان * گشته از انصاف او نوشين روان
از نهيب عدل آن شاه دلير * شانه كرده ريش بز از پنجه شير
خلد اللّه تعالى ملكه * فى بحار العدل اجرى فلكه
هامش
Mantic Uttair ou Langage des Oiseaux , Poeme de philosophie religieuse traduit du persan de Farid uddin Attar par M . Garcin de Tassy , Paris 1863 , prefaace pageو نسخهء كاملترى بدست دارم كه در محل در سال 1310 شمسى برداشتهاند
( 1 ) - در دو نسخهء چاپى گرگانش نوشته و در نسخهء خطى اين كانش احتمال مىدهم كدكانش بوده باشد كه شاعر باضطرار كدكن را كدكان آورده باشد