نمايم » . « 1 »
از نكات جالب در شرح « صحيفهى سبزوارى » استنادات او به اقوال عرفاست . بهويژه آنكه وى به سرودههاى « مولوى » ، « حافظ » ، « شبسترى » و برخى از همروزگارانش همچون « مشتاق اصفهانى » بسيار استناد مىكند .
براى مثال در صفحهى 231 متن به بيت ذيل از مير مشتاق استناد جسته است :
« به عقل نازى حكيم تا كى * ، به فكرت اين ره نمىشود طى
به كنه ذاتش خرد برد پى * ، اگر رسد خس به قعر دريا »
موضوع ديگر در آثار سبزوارى استنادهاى مداوم او به احاديث اسلامى است . اين امر با چنان قدرت و تسلطى صورت مىگيرد كه اعجاببرانگيز است . البته تمامى حكيمان مسلمان كوشش داشتهاند تا در آثار خود چنين روشى را اعمال كنند ، اما سبزوارى با تسلط ويژهاى ، تقريبا براى هر سخن اصلى و اساسى خود ، حديثى از قول معصومان نقل مىكند . آثار او ستمگيرى روشن و آشكارى نسبت به عرفان شيعى دارد .
تصوف علمى كه تقريبا از قرن هفتم هجرى با حكمت شيعى درآميخت ، در گسترش روزافزون خود تحولات بسيارى پديد آورد ، و از آن جمله همين آميختگى احاديث شيعى با تفسيرهاى عرفانى بود كه اين امر را در آثار مختلف سبزوارى مشاهده مىكنيم . سبزوارى به اقوال حكيمان و عارفان بزرگ مسلمان همچون : « فارابى » ، « ابن سينا » ، « خواجه نصير » ، « ميرداماد » ، « ملا صدرا » نيز بسيار استناد مىجويد .
اشتباهات كوچك و قابل اغماضى نيز در كار حكيم مشاهده مىشود .
فى المثل در صفحهى دويست و سى و نه كتاب « شرح صحيفه » بيتى را به مولوى منسوب مىدارد :
هامش
( 1 ) . شرح دعاى عديله ، ص 3 .