درخواست كسب فيض از آن جناب را مىنمايد ؛ و ايشان نيز آن مرحوم را پذيرفته و وى را موظف به انجام رياضات شرعيّه مىنمايد .
وى در كتاب « مفتاح السعادة » در اين خصوص چنين مىنگارد :
« در نجف اشرف مشغول تحصيل علم اخلاق بودم . در عالم رؤيا مرا دلالت نمودند بر حاجى سيد على شوشترى اعلى اللّه مقامه . آن مرحوم در آن زمان اربعين داشتند . در مسجد كوفه او را ملاقات نمودم ؛ گفت : اشاره در اين باب به من نيز شده است . و مدت چند روز او را در نجف اشرف ملاقات مىكردم و آنچه سؤال مىكردم جواب مىشنيدم ، و مطالبى را كه مىدانست به من تعليم مىنمود » . « 1 »
همو در كتاب حاضر چنين مىنگارد :
« زمانى كه در نجف اشرف مشغول به تحصيل فقه بودم به خدمت مرحوم مبرور حاج سيد على شوشترى اعلى اللّه درجته وارد شدم ، و از جمله كسانى بودم كه وى را راهنما و مرشد خود قرار دادم ؛ پس ايشان مرا به آنچه در ضمير پنهان داشتم خبر داد ، پس گفتم كه اين از فراست مؤمن است ، و خداوند چنين فرموده كه :
لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ .
« 2 » و بعد از آن بود كه مجاهدت و رياضت نفس را تحت تعليم آن بزرگوار شروع كردم » . « 3 »
وى در جاى ديگر از كتاب ضمن ابياتى چند به مدح استاد و مرشد خود پرداخته و چنين مىنگارد :
« عالمى اندر نجف بودى مقيم * بر سلوك معرفت بودى عليم
چشمههاى علم از وى بد عيان * مىنمود اسرار معنى را بيان
هامش
نظارت وى درجات معنوى را به سرعت طى مىنمايد ؛ تا بدانجا كه مرحوم شيخ اعظم انصارى كه خود مجسمهاى از زهد و تقوى بود به درس اخلاق وى حاضر و به بهرهگيرى از او مىپردازد .
اين مرد الهى در سال 1283 ق دار فانى را به قصد اقامت در سراى ابدى وداع گفت .
( 1 ) . مفتاح السعادة : 499 - 498 .
( 2 ) . سوره مباركه حجر : 75 .
( 3 ) . كتاب حاضر : 338 .