چون نظر مىكنم به عالم * فيض او آشكار مىبينم
نور و برهان و هم دليل وجود * مشرق نور پاك مىبينم
معجزه انبيا و رتبه فيض * پرتوى ز آن جناب مىبينم
هر هدايت كه هست در عالم * ز هداى امام مىبينم
امر اوّل و اسم اعظم حق * مشرقش را امام مىبينم
نقطهء فاء فوق أيديهم * پرتوى ز آن جمال مىبينم
نقطهء باء تحت بسم اللّه * مهر داد امام مىدانم
اين فتوحات انبياء يكسر * افتتاح از امام مىبينم
آن عبوديّتش كه سرّ خداست * مخزن فيض عام مىبينم
في الحديث : « العبوديّة جوهرة كنهها الربوبيّة » . « 1 »
نور محشر كه دافع ظلَم است * شمهاى ز آن ظهور مىبينم
قبر مؤمن كه مطرح فيض است * لطفى ز آن نور خاص مىبينم
چون نظر مىكنم به مطلع فيض * خود او آشكار مىبينم
فيض حق است و عصمت الأبرار * عصمتش از إله مىبينم
كما في الزّيارة : « عصمكم اللّه من الزّلل » . « 2 »
آنچه بود از فضائل مولا * به وجودش حقيق مىبينم
حكمة اللّه تامّات خدا * ز ظهورش عيان مىبينم
آنچه نور است در كتاب خدا * پرتوى ز آن ظهور مىبينم
آنچه ظلمت نوشته در قرآن * كفر اعداء اوست مىبينم
كلم الطيّب از فضائل اوست * در كتاب حكيم مىبينم
ذكر و علم سماء و الطّارق * منقبت از امام مىبينم
هامش
( 1 ) . مصباح الشّريعة : 7 .
( 2 ) . تهذيب الاحكام 6 : 96 .