تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
ذكر و فكر آمد براى طور عشق * و آن شفيق آمد ز سير سور عشق عشق باشد رهبر اسرار حق * عشق باشد در خور اخيار حق آتش عشق ار تجلى مىكند * داستان دنيوى را بشكند در فناى عشق مىبيند صفا * پس همىبيند وفا اندر وفا چون‌كه كامل شد به راه معرفت * هست مشهود صراط مكرمت جان ابراهيم و موسى كليم * از ره عشق است منهاج قويم سير عيسى و محمّد در سليم * نور عشق است و صراط مستقيم اين صراط رحمت آمد در جهان * تا به راه معرفت گردد عيان عشق چون آمد برِ اهل عيان * مىشود وارسته از قيد جهان مصطفى بر اوج أو أدنى نشست * از تمام ما سواى اللّه درگذشت دل به عشق حق سپار و شاد شو * از غم خلق جهان آزاد شو چون‌كه آگه گشت از سلطان عشق * سير دل گرديد شهرستان عشق نى هوا باقى بماند نى هوس * جز رضا آنجا نيابى هيچ‌كس نى تو را باشد رضا و نى غضب * بل همىبينى طرب اندر طرب چون فنا آيد به صهباى ادب * نى تو را ماند طرب اى بوالعجب نى تو را ماند خيال دنيوى * نىشوى غافل ز سير اخروى قلب تو آيينه يزدان شود * مظهر الطاف حق سبحان شود اى برادر لطف حق را ياد كن * قلب را از سير او دلشاد كن تا تمام هيئتت شيدا شود * نور دل از چهره‌ات پيدا شود
اى عارف ! تا دل را از علايق جسمانيّه و خطوات شيطانيّه باز نكنى به‌طور حقيقت و معرفت آگه نخواهى شد ، زيرا كه دل به‌منزله آيينه جهان‌نما است ، و اين علايق و حجب مانع از وصال به مقام قرب و شئون محبّت است .
فناى ذات عارف در شهود است * مقام ذات عاشق در غنود است