تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة پيشگفتار و مقدمهء مصحح 27

مساهمون:

صپيشگفتار و مقدمهء مصحح ٢٧
سهله و كوفه مشغول توجّه و تضرّع بودم ، و پريشان احوال متذكّر آيات عذاب بودم ، از آن سمت راه را گم كردم در زمين پست و بلندى مىافتادم ، ناگاه باران شديدى گرفت كه مشرف به هلاكت شدم و از حيات خود مأيوس شدم ، باد شديدى هم مىآمد كه گاهى مىافتادم ، شخصى از بزرگان دين را ديدم دست مرا گرفت و نزديك مسجد صعصعه رسانيد ، و در آنجا به قدر يك ساعت نصايح بالغه فرمود ، و فرمود : وقتى دنيا به صورت جميله متمثّل شد گفت : " دو مرتبه مرا تزويج كردى و طلاق گفتى ، اگر مرتبه ثالثه مرا تزويج كنى تو را به هلاكت ابديّه مىرسانم " ؛ مجملا ، چون خواست غايب شود ظرفى به من داد كه در آن شربتى مثل پالوده بود ، چون آشاميدم دانستم آنچه را كه دانستم ؛ ديگر آن شخص را نديدم تا در سفر مشهد مقدّس در شب اربعين در ضيف‌خانه او را ديدم ، و آنچه بايد بفرمايد شنيدم ، و به درگاه الهى عزّ اسمه شاكر شدم » . « 1 » از همين رو وى پس از بازگشت به اصفهان قريب سى سال هر روزه جواب چندين مسئله فقهى را مىگفت و مىنوشت ، و با اين وصف حتى يك فتواى مخالف مشهور از او ديده نشد . و نيز مجلس درس فقه او كه پذيراى حدود يك‌صد طلبه بود با تكيه بر همين محفوظات داير بود ؛ و اين در حالى بود كه تقريبا هيچيك از كتابهاى فقهى در منزل او نبود . و نيز با استفاده از همين حافظه بوده كه كتابهاى متعددى را تأليف نموده است . وى پس از اين عنايت ، محضر اساتيد آن دوران را مغتنم شمرده و به بهره‌گيرى از آنان مىپردازد . و با توأم نمودن تحصيل علم و رياضات شرعيه ، پس از چندى به گنجينه‌اى از علوم و ملكات اخلاقى تبديل مىگردد .
هامش
( 1 ) . ر . ك : كتاب حاضر : 184 .