و شش سال داشت بعد از فوت برادر والاگهر ده سال و كسرى زندگانى كرد در محرم سنه شصت و يك به حكم يزيد بن معاويه و بغدر ابن زياد حاكم كوفه و بجور عمر بن سعد و ستم شمر ذو الجوشن در آن ديار با هفتاد و دو نفر بروايتى هشتاد نفر از مخلصان و خويشان و فرزندان رايت عزيمت بفردوس اعلا برافراشت از آن جمله شانزده نفر از اولاد و اخوان و برادرزاده و بنى اعمام آن حضرت بودند و ساير شهداء سر در قدم آن حضرت نهاده طريق شهادت پيمودند و بمضمون صدق مشحون
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
در قرب پروردگار آسودند .
قبل از اين مذكور شده كه هركس به حق سبحانه و تعالى نزديكتر است زحمت و بلاى او بيشتر است چنان كه در كتاب كافى از
حضرت ابى عبد اللّه مرويست : قال ان فى كتاب على ان اشد الناس بلاء النبيون ثم الوصيون ثم الامثل فالامثل فانما يبتلى المؤمن على قدر اعماله الحسنة فمن صح دينه و حسن عمله اشتد بلائه و ذلك ان الله لم يجعل الدنيا ثوابا لمؤمن و لا عقوبة لكافر من استخف دينه و ضعف عمله قل بلائه ان البلاء اسرع الى المؤمن المتقى من المطر الى قرار الارض
از مضمون حديث شريف معلوم مىشود و مؤيد اين احاديث بسيار است كه مؤمن متصف به صفت انبياء و اولياء بايد باشد و هركس در صورت و صفت و اخلاق بر ايشان نزديكتر است هرآينه زحمت و بلا به دو بيشتر مىرسد اگر شخصى را ذلتى و زحمتى عايد نشود و رنج و عنا و زحمت و بلا به او لاحق نگردد بر طبق حديث مذكور اگر آن شخص دعوى ايمان نمايد و يا زبان بكمال ايمان گشايد كذاب و مدعى است حديث
الدنيا سجن المؤمن
اين معنى است .
دانائى مىگويد كسى كه زر و سيم در راه دوست ايثار كند و جاه و منزلت خويش بذل نمايد و جان عزيز خود را فداى محبوب سازد آنگاه دعوى محبت كند و باب اخلاص زند آنكس در آن دعوى صادق و راستگو است بر وفق آيهء كريمه
لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ
هيچ چيز نزد آدمى شريفتر از جان نيست زيرا كه زر و سيم و جاه و منزلت فداى آدميست هركه از سر جان عزيز خود