بروجردى فرزند مرحوم ملّا صالح ، آن چه را كه در مجلس درس استاد به گوش جان شنيده در حاشيهاى بر رسالة اسفار اربعه از آن استاد تقرير و ضبط نموده است :
« و لو خلى السالك و طبعه فلا يعرفها و يميزها و كثيرا ما يقع في الضلالة و المهالك و ايّاك ان تسلك بغرور من نفسك او ارشاد من لا يكون عارفا بتلك المعارف ، و عليك بخدمة الكامل المكمل .
قطع اين مرحله بى همرهى خضر مكن * ظلمات است بترس از خطر گمراهى
و في المثنوى :
گفت پيغمبر على را ، كى على * شير حقى ، پهلوانى ، پر دلى
ليك بر شيرى مكن تو اعتميد * اندر آ در سايه نخل اميد « 1 »
[ « اگر سالك بدون حجت درونى يا بيرونى از صحت سلوك خود آگاه نباشد ( و فقط به مكاشفات خود استناد نمايد ) چه بسا ( به علت مداخله شيطان در مكاشفات او ) در ضلالت و گمراهى و هلاكت قرار بگيرد . ( لذا ) بر حذر باش از اين كه ( خداى ناكرده ) مغرور شوى و يا به ارشاد فردى كه عارف به معارف ( حقه ) نيست گوش دهى ، ( و اين را بدان كه ) فقط در خدمت فرد كامل و مكمل ( و ارشادات او ) بايد باشى » ( ترجمه به مضمون ) ] .
هامش
( 1 ) - كتابخانه ملك شماره 9 صفحه 59 سطر 35 . ( تاريخ حكما و عرفا . . . ص 52 )