و چون مرد از ممات . هرچه داشت انداخت و هرچه بود در قمار محبت باخت .
اما تواضع - و بشر المخبتين ( 93 ) يعنى المتواضعين . تواضع ركن عبوديت است و اصل انقياد و طاعت . ابليس سر بفرمان نگذاشت و آدم دست به انا ظلمنا ( 94 ) برداشت . ابليس تكبر كرد و آدم عجز آورد . ابليس خود را به ميزان وجود نسنجيد ، آدم حساب خود را بدقت رسيد .
ابليس آنچه پنداشت كرد ، آدم آنچه داشت آورد . ابليس زبان جدل گشاد ، آدم بعذر ايستاد .
ابليس در نقد وجود خيانت كرد و آدم در امانت حق ديانت . ابليس خوديت ديد و آدم خوديت را سر بريد .
شعر
دو علم افراخت اسپيد و سياه * آن يكى آدم دگر ابليس راه
پس آدميت در فروتنى است و ابليسروئى ما و منى .
در بيان تصوف
گفتيم آدميت چيست و صوفى كيست .
هركه فرزند آن پدر باشد * به همان سيرت و هنر باشد
دلى كه عظمت و هيبت حق را ديد تواضع از ملكاتش گرديد .
لهذا هميشه خاضع است و للّه با هركس متواضع . فروتنى او را عادت است و معاودتش به ارادت . اما تواضعات مجازى حقيقت ندارد ، يا تملق است يا اظهار سرافرازى . متواضع نادر است و اهل دل بدين نكته