نيست بر او كاو بايمان كرده رو * باشد اعمالش بنزد حق نيكو
هر گناهى زانكه خورده است از حرام * گر نبوده مشرك او بر حق بنام
بلكه ثابت بوده برايمان خود * هم بر اعمال نكو و احسان خود
مستمر برگشته بر تقواى خويش * راسخ اندر حرمت شرك و بديش
مستمر پس در اطاعت واتقى * هم بود اعمال نيكش بر ملا
حق كه نيكوكارى ونيكى از اوست * مرد نيكو كار را دارد بدوست
106 - ولاية على ابن أبى طالب حصنى و من دخل حصنى امن من عذابى . ( حديث )
گفت يزدان در شئون بوتراب * گر كه خواه دورباشى از عذاب
برولايش رو كن و ايمن نشين * كان بود حصنى و من سخت ورزين
در پناه من هر آنكس راه نيافت * او امان تحت لواى شاه يافت
عرفان الحق ( فارسى ) — صفحة 159
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
ص١٥٩