باب الذوق
قال اللّه تعالى :
هذا ذِكْرٌ
« 1 » .
وجه استشهاد به آيهء كريمه آن است كه خداى تعالى ذكر كرده است عباد برگزيدگان خود را كه اختصاص نموده است ايشان را به قرب و كرامت ، و خالص گردانيده است ايشان را به خالصه ؛ و ايشان اهل ذوق و شهودند به وصال و اتّصال از قول خداى تعالى كه :
وَ اذْكُرْ عِبادَنا إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَ الْأَبْصارِ
« 2 » تا قولش كه :
وَ كُلٌّ مِنَ الْأَخْيارِ
« 3 » . پس فرمودند كه :
هذا ذِكْرُ ، *
يعنى ذكر اهل ذوق ، ذوق است .
[ معناه ]
الذوق أبقى من الوجد ، و أجلى من البرق .
اين سه تا متناسبند در اصل معنى نور و متفاوتند به خصوصيات و عوارض ؛ و بتحقيق كه مذكور شد فرق ميان وجد و برق ، و باقى ماند فرق ميان ايشان و ميان ذوق ، پس فرمود كه : « ذوق باقىتر و پايندهتر است از وجد . » چرا كه وجد - چنان كه ذكر كرد - اقتضا مىكند بقيّه و شوق را ، و ذوق نمىباشد مگر به شهود ، و شهود نمىباشد مگر به فنا . پس چندانكه ناقص مىشود وجد به انتفاى بقيّه ، زياد مىشود « 4 » ذوق به شهود جليّه تا آنكه هرگاه منتفى « 5 » شود وجد ، صافى مىشود ذوق به شهود حقيقت .
« و لذيذتر و جلىتر است از برق . » چرا كه برق بدايت ولايت و تعرّف الهى
هامش
( 1 ) . انبياء / 50 .
( 2 ) . ص / 45 .
( 3 ) . ص / 48 .
( 4 ) . اصل : + و .
( 5 ) . ك : منقضى .