باب البرق
قال اللّه تعالى :
إِذْ رَأى ناراً
« 1 » .
استشهاد كرد قدّس سرّه به نار موسى عليه السّلام بر برق ؛ چرا كه آن نار بود مبدأ امر او ، و برق مبدأ طريق ولايت است .
[ معناه ]
البرق باكورة تلمع للعبد فتدعوه إلى الدخول في هذا الطريق ؛ و الفرق بينه و بين الوجد أنّ الوجد يقع بعد الدخول فيه ؛ فالوجد زاد و البرق إذن .
« باكورهء » از ميوه چيزى است كه رسيده شود قبل از رسيدن ساير افراد نوعش .
تشبيه كرد برق را به « باكوره » ، چرا كه برق اوّل چيزى است كه ظاهر مىشود از انوار تجلّيات ؛ پس مىخواند او را به دخول در اين طريق ؛ يعنى طريق ولايت و او « سير في اللّه » است ، نه مطلق طريق تا آنكه متناول شود طريق تصوّف را و او « سير الى اللّه » است . پس به درستى كه او اوّل چيزى كه ظاهر مىشود ؛ پس مىخواند به سوى دخول در « سير الى اللّه » ، و او يقظه است ، همچنانكه ذكر شد .
و همانا قياس كرد آن را به وجد ، چرا كه او نورى است از انوار احوال كه « 2 » مىخواند به سوى دخول در ولايات « 3 » و وجد نيز نورى است از انوار احوال كه شوقآورنده و بىآرامكننده و باعث است بر شدّت طلب كه داعى است به سوى ترقّى در احوال و مواهب ؛ و از اين جهت است كه مقدّم كرد وجد را ؛ پس به درستى كه او ظاهر مىشود از براى متوسّطين در احوال به طريق موهبت ، و بعث مىكند بر شدّت
هامش
( 1 ) . طه / 10 .
( 2 ) . اصل : - پس مىخواند به سوى دخول . . . كه .
( 3 ) . اصل : ولايت .