است كه غافلند از آنها علماى رسوم ، و متحقّق نمىنمايند آنها را مگر عملكنندگان به آن بر تقليد . پس به درستى كه هرگاه صاف شود بواطن ايشان به عمل كردن به اخلاص ، و سرمهناك شود بصاير ايشان به نور هدايت حقّانيه ، ريخته مىشود انهار علوم به واديهاى فهوم ايشان ، و تلاطم مىكند امواج درياهاى حكم در قلوب « 1 » ايشان ، و متجلّى مىشود بصيرتهاى ايشان . پس ادراك مىكنند معانى را از عالم قدس ، و حقايق را از اسرار غيب به براهين تحقيق اين علوم . « 2 »
و متواصل مىشود به اسرار ايشان عجايب اسرار و خزاين عالم الوهيت در حضرات اسمائيه ، و ظاهر مىشود در بواطن ايشان انوار صفات الهيه ؛ پس مشتدّ مىشود هيمان ايشان ، و ضعيف مىشود عقول ايشان ، و متلاشى مىشود افكار ايشان ، و ظاهر مىشود اين حكم و معارف بر زبانهاى ايشان به طريق ورود ، از غير فكرى و انديشهاى از روى ذوق و وجدان .
و الدرجة الثالثة : هيمان عند الوقوع في القدم ، و معاينة سلطان الأزل ، و الغرق في بحر الكشف .
« وقوع در عين قدم » فناى رسم عبد است در بقاى حقّ ، و معاينهء سلطان ازل است به قهر و استيلا بر احوال حدثان و صروف زمان در ابد ؛ و غرق به نابديد شدن است در بحر شهود ذات ، و صاحب آن « 3 » گاهى غافل مىشود از احوال ناس و غايب مىگردد از احساس به حواسّ ، و گاهى صادر مىشود از او حركات و سكنات بر خلاف عادات و غير نظام ، و او محض هيمان است .
هامش
( 1 ) . اصل : - قلوب .
( 2 ) . ك : هي براهين تحقيق تلك العلوم .
( 3 ) . اصل : - صاحب آن .