باب المحبّة
قال اللّه تعالى :
مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ
« 1 » .
[ معناه ]
المحبّة تعلّق القلب بين الهمّة و الانس في البذل و المنع على الإفراد .
چونكه بود آخر منازل از اوديه همّت كه بناى او بر كسب است هر - چند كه باشد كسب مختفى در نور جذب - واجب است آنكه بوده باشد همّت مستصحب كسب در محبّت ؛ چرا كه همّت نهايت شدّت طلب است ، و نهايت نمىباشد مگر به وصول به مطلوب . پس منتهى مىشود به نور تجلّى . پس لازم است انس به جمال محبوب وحده و حادث مىشود در ما بين ايشان محبّت .
پس از اين جهت است كه رسم كرده است محبّت را شيخ رضى اللّه عنه به آنكه او تعلّق قلب است - يعنى به محبوب وحده - ميان همّت و انس . پس به درستى كه تعلّق از حكم همّت است و انس از حكم تجلّى . پس لا بدّ است در محبّت از ايشان .
و قوله : « في البذل و المنع » هر دو از مقتضيات تجلّىاند . پس به درستى كه تجلّى حكم مىكند به فانى شدن در او و بذل كردن نفس از براى محبوب ؛ و از اين جهت است كه اقتضا مىكند محبّت وصال را ، و وصال در آنجا ممكن نيست مگر به بذل روح ، چنان كه گفته است جنيد قدّس سرّه :
فالروح أوّل نقدة تأتي بها * في وصلنا إن كنت في خطّابنا
و اقتضا مىكند انس به جمال ، و انس منع مىكند از التفات قلب به سوى ما سواى محبوب . پس متحقّق شد معنى قولش كه : « في البذل و المنع » يعنى بذل روح از براى محبوب ، و منع قلب از تعلّق به غير .
هامش
( 1 ) . مائده / 54 .