و الدرجة الثانية : الإحسان في الأحوال
؛ و هو أن يراعيها « 1 » غيرة ، و يسترها « 2 » تظرّفا ، و يصحّحها « 3 » تحقيقا .
مراد به « احوال » در اينجا احوالى است كه او ميراث اعمال و ثمرات اعمال است تا بوده باشد از براى اجتهاد در او مدخلى ؛ و امّا احوالى كه او مواهب صرفه است - چنان كه در قسمى كه يلى « 4 » اين قسم است - پس مدخلى نيست از براى اجتهاد در آن احوال .
و قول او كه : « و هو أن يراعيها « 5 » غيره » يعنى آنكه غيرت كند ، پس مراعات كند حقّ آن احوال را در اينكه « 6 » ببيند آن احوال را از خداى تعالى - نه از عمل خود و نه از اجتهاد خود ؛ پس به درستى كه عمل و اجتهاد نيز از او و از توفيق اوست - و حفظ كند آن احوال را از اعين اغيار تا باقى بماند « خالصة لوجه اللّه » و آنكه انقياد كند از براى احكام آن احوال از جهت شكر از براى خداى تعالى .
و « بپوشاند او را » از ناس و مخفى دارد آثار او را و ظاهر نگرداند او را از جهت « تظرّف » يعنى تنزّه نفس خود از آفات دعوى و عجب و طلب جاه و كرامت نزد مردم ؛ پس به درستى كه « تظرّف » نزاهت است از دنس امثال اين نقايص .
و قول او كه : « و يصحّحها « 7 » تحقيقا » يعنى آنكه احوال گاه مىباشد صحيح و گاه مىباشد فاسد و گاه مختلط مىشود صحيحش و فاسدش و مشتبه مىشود در او حقّ و باطل ؛ پس مىبايد كه محقّق كند صحيح او را و بايد كه تمييز « 8 » نمايد او را و نفى كند فاسد را و اجتهاد كند در اثبات صحيح به علم و معرفت و تمسّك به علامات و عوارض و آثارى كه باقى ماند بعد از او .
هامش
( 1 ) . اصل : تراعيها .
( 2 ) . اصل : تسترها .
( 3 ) . اصل : تصحّحها .
( 4 ) . يلى - به دنبال .
( 5 ) . اصل : تراعيها .
( 6 ) . اصل : - مراعات كند حقّ آن احوال را در اينكه .
( 7 ) . اصل : تصحّحها .
( 8 ) . اصل : تميز .