كلّ غدا بك في سماع دائم * و سماع من يهوي هواك مسرمد
و معنىهايى كه اشارت مىكند حقيقت به سوى آن معنىها بر لسان صامتى و ناطقى ، و مىخواند او را به سوى او و به سوى قرب او از وراى حجاب رقيق يا از بعد ؛ و اين از براى صفاى باطن و جمعيت سرّ و نوريت نفس و حسّ است ، و گويا كه متجلّى شده است از براى او محبوب از جهت قوّت انس او به محبوب از هر طرفى بر هر وجهى . پس ادراك مىكند و مشاهده مىكند او را به هر حسّى ، از براى نورانى شدن حواسّ و جميع مشاعر او به نور توحيد ، همچنانكه گفته است بعضى از ايشان ( شعر ) :
سلام عليكم صدّق الخبر الخبر * و قد نزل المرفوع « 1 » و ارتفع الستر
تلألأ نور الحقّ من كلّ وجهة * على كلّ وجه فاستوى السرّ و الجهر
و الدرجة الثانية : الانس بنور الكشف
؛ و هو انس شاخص عن الانس الأوّل ، تشوبه صولة الهيمان ، و يضربه موج الفناء ؛ و هذا الذي غلب قوما على عقولهم ، و سلب قوما طاقة الاصطبار ، و حلّ عنهم قيود العلم ؛ و في هذا ورد الخبر بهذا الدعاء : « أسألك شوقا إلى لقائك من غير ضرّاء مضرّة و لا فتنة مضلّة . »
يعنى : انس به جمال حقّ به سبب نور كشف يا انس به نور جمالى كه كشف كرده شده است بر او به تجلّى .
« و او انسى است شاخص از انس اوّل . » يعنى رونده و مرتفعشونده است از او به مرتبهء فوق او ؛ چرا كه اوّل انس است به شواهد ، و اين انس است به مشهودى كه تجلّى كرده است از براى او به جمال خود .
و از اين جهت « 2 » « آميخته مىشود او را صولت هيمان . » چرا كه جمال غلبه مىكند عقل را و هلاك مىكند او را و قهر مىكند به شدّت نوريت خود . زيرا كه او به نسبت
هامش
( 1 ) . ك : المستور .
( 2 ) . اصل : و همچنين .