باب الإرادة
قال اللّه تعالى :
قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ
« 1 » .
« شاكله » طبع و سرشت و فطرتى است كه آفريده شدهاند ناس بر آن فطرت ؛ و مراد به آيهء كريمه آن است كه هر واحدى از ناس عمل مىكند بر حسب خلقش كه غريزى و جبلّى است كه سرشته شده است بر او . پس مريد عمل مىكند بر چيزى كه غريزى است در او و مجبول و سرشته شده است بر او . پس او صافىترين ناس است از روى فطرت .
[ معناها ]
الإرادة من قوانين هذا العلم و جوامع أبنيته ؛ و هي الإجابة لدواعي الحقيقة طوعا .
« قوانين » اصول است .
و « جوامع ابنيه » قواعدى است كه مبتنى است بر او امر .
و « دواعى حقيقت » چيزى است كه سانح مىشود در سرّ عبد از خواطر حقّانيهء باعثه بر طلب كه جاذب است به سوى حقّ ، از آنچه مذكور شد در باب قصد .
و « اجابت دواعى حقيقت » انقياد است از براى او از روى فرمان و رغبت به حكم فطرت . فرموده است خداى تعالى كه :
أَجِيبُوا داعِيَ اللَّهِ
« 2 » ، و نمىباشد مگر به جاذب نور كشف و قبول صفاى فطرت ؛ پس منجذب مىشود به جذب كشف به سوى فناى در حقيقت ، و اضمحلال رسوم عبد در حقّ . پس به درستى كه نور تجلّى ، مغناطيس ظلمهاى رسوم عبد است .
هامش
( 1 ) . اسراء / 84 .
( 2 ) . احقاف / 31 .