چه بوده باشد در نفس كراهتى - تا آنكه بگردد چيزى كه متكلّف عادت نموده است او را عادت طبيعى و جبلّى . پس از اين جهت است كه صحيح است ايثار با « 1 » اكراه نفس بر او .
و او گاهى مىباشد به مال ؛ و احسن او چيزى است كه بوده باشد نزد احتياج او به سوى مال ، و درويش شدن و محتاج بودن او - همچنانكه مذكور شد در آيهء كريمه - و گاهى مىباشد به حبّ . پس به درستى كه شرط سلوك و كمال ايمان آن است كه بوده باشد خدا و رسول خدا دوستتر به سوى عبد از نفس خودش ، مثل قول خداى تعالى كه :
وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ
« 2 » ، و مثل قول پيغمبر عليه السّلام كه : « لن يكمل إيمان « 3 » الرجل حتّى أكون أنا أحبّ إليه من أهله و ماله و ولده و نفسه . » « 4 »
و روايت شده است آنكه فاروق « 5 » گفت از براى او كه : « من دوست مىدارم تو را دوستتر از اهل خود و ولد خود ، الّا نفس خود . » پس گفت عليه السّلام كه : « كامل نمىگردد ايمان تو تا آنكه بوده باشم من دوستتر به سوى تو از نفس تو . » پس گفت : « الآن دوست مىدارم تو را دوستتر از نفس خود . » « 6 »
و هو على ثلاث درجات :
الدرجة الاولى : أن تؤثر الخلق على نفسك
فيما لا يحرم عليك دينا ، و لا يقطع عليك طريقا ، و لا يفسد عليك وقتا .
يعنى : ايثار كنى خلق را به اموال و منافع ، مگر چيزى ، كه حرام كرده است او را خداى تعالى ، مثل : اهل و ولد و هر چيزى كه حرام است بذل او در دين اسلام .
هامش
( 1 ) . اصل : به .
( 2 ) . بقره / 165 .
( 3 ) . اصل : الإيمان .
( 4 ) . با اندكى تفاوت در : سنن ابن ماجه ، باب 9 ، ج 1 ، ص 26 ؛ صحيح بخارى ، ج 1 ، ص 10 ؛ صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 67 و مسند احمد بن حنبل ، ج 3 ، ص 177 ، 207 و 275 .
( 5 ) . منظور عمر است .
( 6 ) . با اندكى تفاوت در : مسند احمد بن حنبل ، ج 4 ، ص 334 .