عبادت علامت نفاق است .
و امّا « تحفّظ قصد از مرض فتور » پس از براى آن است كه مرض و كسل نيز از علامت نفاق است . فرموده است خداى تعالى در باب منافقان كه :
وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى
« 1 » و ناميده است خداى تعالى نفاق را مرض قلوب ، جايى كه فرموده است در قرآن مجيد كه :
فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ
« 2 » و فتور آفتى است از براى عبادت ، چنان كه پيغمبر عليه السّلام فرموده است كه : « آفة العبادة الفترة » « 3 » .
و آفت عمل نمىباشد از آفت نفس ؛ و چونكه فتور هست از مرض نفس و مرض محتاج است به احتماء و احتماء تحفّظ و نگهداشتن است ، واجب گردانيد در تهذيب قصد نگهداشتن او را از مرض فتور .
و امّا « نصرت او بر منازعات علم » پس او آن است كه علم اقتضا مىكند قصد عبادت را از روى ارادت و ترسيدن از خداى تعالى - بنا بر « 4 » وعده و وعيد و مقتضاى ايشان - و تهذيب اقتضا مىكند تجريد قصد را از ارادت و ترس و خوف و رجا ، بلكه از رؤيت عمل . به درستى كه اين همه عللى است كه ناشى مىشود از طلب كردن نفس حظوظ خود را ؛ پس در ميان علم و تهذيب قصد تنازع و تجاذب است ، حكم مىكند علم هميشه به اين اغراض و علل ، و حكم مىكند تهذيب « 5 » به تجريد كردن قصد را از اينها به قوّت محبّت ، و قصدى كه متعلّق است به غرضى كه « 6 » منتفى مىشود به سبب انتفاى آن غرض ؛ و تهذيب حكم مىكند به صحّت قصد و بقاى او على الدوام به اختلاف احوال . پس در ما بين خواطر علم و خواطر « 7 » تهذيب منازعات است ، واجب است بر سالك محبّ نصرت كردن قصد را بر اين منازعات .
پس دفع كند آن منازعات را تا آنكه باقى بماند قصد صافى از جميع كدورات و
هامش
( 1 ) . نساء / 142 .
( 2 ) . بقره / 10 .
( 3 ) . تحف العقول ، ص 6 و المحاسن ، ج 1 ، ص 17 .
( 4 ) . اصل : + اين .
( 5 ) . اصل : - تهذيب .
( 6 ) . اصل : - كه .
( 7 ) . اصل : - علم و خواطر .