تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكاشفات رضوى ( شرح مثنوى مولانا جلال الدين محمد بلخى ) 0 فارسى ) — صفحة 848

مساهمون:

ص٨٤٨
ابر را گويد ببَر جاى خوشش
/ 674
ابروان چون پال‌دم زير آمده
/ 365
ابر و خورشيد و مه و نجم بلند
/ 646
ابلعى يا ارض دمعى قد كفى
/ 568
ابلهانند آن زنان دست بُر
/ 623
احتما كن احتما ز انديشه‌ها
/ 219
احتمال عجز از حقّ راندى
/ 717
احتماها بر دواها سرورست
/ 219
احمدا خود كيست اسپاه زمين
/ 322
احمدِ چون كوه لغزيد از نظر
/ 684
احولىها اندك‌اندك كم شود
/ 345
اختران بين از وراى اختران
/ 59
اخترانِ چرخ گر دورند هَى
/ 743
اختيار آمد عبادت را نمك
/ 551
اختيارات اختيارش هست كرد
/ 717
اختيار اندر درونت ساكنست
/ 716
اختيارش اختيارِ ما كند
/ 717
اختيار و جبر ايشان ديگرست
/ 109
اختيارى هست در ظلم و ستم
/ 715
« اخسئوا » بر زشت آواز آمدست
/ 402
« اذكروا الله » شاه ما دستور داد
/ 389
از ادب پرنور گشتست اين فلك
/ 14
از اصولَيْن اصول خويش بِه
/ 536
از الوهيت زند در جاه لاف
/ 685
از براى آب چون خصمش شدند
/ 190
از براى چارهء اين خوفها
/ 253
از براى لقمهء اين خارخار
/ 151
از بُن دندان بگفتش بهر آن
/ 425
از پدر بر وى جفايى چون رود
/ 653
از پسِ هر پرده قومى را مقام
/ 345
از پى اين عاقلان ذوفنون
/ 536
از پىِ طاق و طُرم خوارى كشند
/ 358
از پىِ هر گريه آخر خنده‌ايست
/ 63
از تشنّج رو چو پشت سوسمار
/ 365
از تواضع چون ز گردون [ شد ] به زير
/ 470
از تو اى بىنقش با چندين صوَر
/ 303
از تيمّم وارهاند جمله را
/ 674
از جمادى مُردم و نامى شدم
/ 572
از جمال يوسف اخوان بس نفور
/ 331
از حريصى كم در ان روىِ قُنوع
/ 688
از خدا مىخواه تا زين نكته‌ها
/ 581
از خوشى كه خورد داد او را دوم
/ 380
از درِ خانه بگو قيماز را
/ 407
از دگر خوبان تو افزون نيستى
/ 30
از دل سوراخ چون كهنه گليم
/ 382
از دو پاره پيهْ اين نور روان
/ 416
از دهانت نطق و فهمت را برد
/ 521
از رهِ تقليد تو كردى قبول
/ 509
از رياضت رَسته وز زهد و جهاد
/ 624
از سبب دانى شود كم حيرتت
/ 694
از سبب‌سوزيش من سودايىام
/ 44
از سخن مىگويم اين ورنه خدا
/ 485
از سر امرودبن بينى چنان
/ 175
از سر تقصير آن صوفى رَمه
/ 328
از سوىِ معراج آمد مصطفى
/ 744
از شراب قهر چون مستى دهى
/ 94
از شكافى كه ندارد هيچ وَهْم
/ 628
از شكر گر شكل نانى مىپزى
/ 216
از صفاتش رُسته‌اى و اللّه نخست
/ 579
از صفا گر دم زنى با آينه
/ 82
از صفت وز نام چه زايد ؟ خيال
/ 258
از ضعيفى چون نتواند راه رفت
/ 424
از طرب گشته بزانِ زن هزار
/ 699
از عصا مارى و از استن حنين
/ 162
از عمر چون آن رسول اين را شنيد
/ 113
از غبار ار پاك دارى كِلّه را
/ 747